اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - ٦٥- كوتاهى آرزوها
رسد در حالى كه غافل و غير آماده براى مرگ است، قلب او مستغرق در امور دنيوى است و در آخرت جز حسرت و ندامت و پشيمانى توشهاى ندارد و اين خسران مبين است.
اى جوان تو از زندگى عمر كسانى كه عمرشان رفت و به آمال خود نرسيدند، عبرت گير، مثل بعضى از جوانها مباش كه تا جوان است گويد اول زندگانى است، خدايا اگر يك اطاق داشته باشم راضيم، گرچه اجارهاى باشد، بعد كه مىرسد گويد اجارهنشينى مشكل است خدا نجاتم دهد، آيا مىشود خانهاى ٥٠ مترى از خودم داشته باشم، بعد كه مىرسد مىگويد اين كه مثل قبر است، اگر بنا باشد در دنيا هم در قبر باشم، اين كه زندگى نشد! در روايتى است كه از سعادت انسان وسعت خانه است (مِنْ سَعادَةِ المَرء سِعَةُ داره) وقتى به هدف رسيد، باز بلندپروازى مىكند، گويا نمىداند كه آرزو نهايتى ندارد، [١] آمال تمام شدنى نيست، [٢] گويا كلام مولى را نشنيده كه:
«اعْلَم انَّك لَنْ تبلُغْ أمَلَك و لَنْ تعدُوا اجَلَك و انَّك فى سبيل مَنْ كان قبلك»: «بدان و آگاه باش كه تو به آرزويت هرگز نمىرسى و از دست اجل و مرگ هرگز فرار نتوانى كرد و تو در راه پيشينيان خود هستى (آنها كه مردند و به آرزوهايشان نرسيدند». [٣]
هر چه اميد و آرزوى خود را زياد كنى، مثل آدم تشنه كه آب شور خورد و بيشتر تشنه مىشود، بيشتر اميد و آرزو پيدا مىكنى، رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) فرمودند:
«مَنْ كانَ يَأمل أنْ يَعيشَ غداً فانّه ان يعيشَ ابداً»:
«كسى كه آرزو كند فردا زنده باشد، آرزو
[١]. در غرر الحكم آمده (الاملُ لا غايَة له).
[٢]. در همان كتاب آمده (الامالُ لا تَنتَهى).
[٣]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ١٦، صفحه ٩٣ ..