اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - فلسفه آزادى
رشد كند و محصور كردن آن در محيطى منافقات با طبيعت آن دارد، و چه بسيار ديده شده محصور كردن آن موجب پژمردگى و خشكى آن مىشود. شما اگر پرندهاى را در قفسى از طلا حبس كنيد، و به او برسيد و پرستارى كنيد، باز مىبينيد روز به روز پژمردهتر و ضعيفتر مىشود، و چه بسا خوانندگى خود را فراموش مىكند، معروف است اگر پرندهاى آزاد باشد و حبس شود، خواندن را فراموش مىكند، اينها كه مىبينيد مىخوانند پرندگانى هستند كه از ابتداء در قفس به دنيا آمدهاند، شما در باغوحش مىبينيد همه چيز فراهم است، و
مصونيت براى حيوانات وجود دارد، ولى آنها رنجوراند، و عمرشان كوتاه، در حالى كه اگر در ميان جنگل و در دسترس حيوانات درنده باشند و طعمه آنها قرار گيرند ولى باز چون آزاداند شادابتر و قويتر و چه بسا عمرشان طولانىتر است.
در داستانها مطالبى گفتهاند كه مؤيد و شاهد اين مطلب است، داستان آن بازرگانى كه به هند رفت و طوطى را گرفته در قفس كرد معروف است، با اين كه بسيار به او توجه داشت ولى طوطى از اسارت رنج مىبرد و در نهايت با ياد گرفتن درسى كه دوستان او توسط آن بازرگان به او تعليم كردند، خود را به مردن زده و رها شد.
چرا حيوان با تمام خطرات جنگل پذيراى آزادى در جنگل است، و حاضر به حبس نيست، چرا انسان و حتّى گياهى از سلب آزادى رنجور شده و مىميرد؟
نكته مهم اين است كه شكوفائى استعدادهاى هر موجودى در مسير تكامل، هرگز با حبس شدن او حاصل نمىشود پيمودن اين مسير بدون آزادى ممكن نيست.
آزادى هدر دادن نيروها و سرمايهها نيست، بلكه وسيله شكوفائى و بارور شدن استعدادها است.
از اين جا آزادى منطقى و معقول از غير منطقى و نامعقول جدا مىشود، تفاوت آزادى اسلامى با آزادى غربى روشن مىگردد؛ آزادى در منطق عقل و اسلام عبارت از آزاد بودن براى پيمودن مسير تكامل و به فعليت رسيدن استعدادها و