اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٥ - ٦٠- پرهيزگاران در جهاد با نفس
است، اگر شرى به او رسد، جزع و فزع كند، و اگر خيرى به او رسد منع مىكند، بسيار ميل كننده به
بازى و لهو و اشتغال به امور بىفائده است، از غفلت و خطا پرگشته و مرا به سوى گناه سرعت مىدهد و از توبه عقب مىاندازد». [١] از اين سخان حضرت مىتوان به بزرگى اين دشمن پى برد، دشمنى كه بزرگان را راحت نمىگذارده چه رسد ما را!
حضرت در ادامه اين مناجات چنين گويند: خداى من از دشمنى به تو شكايت مىكنم كه گمراهم مىكند و شيطانى كه مرا فريب مىدهد، سينه من پر از وسوسه شده و اوهام آن قلبم را احاطه كرده و يارى هواى نفس مىكند، و دوستى دنيا را برايم زينت مىدهد، و بين من و اطاعت و مقام تقرب خداوندى حائل مىشود).
جهاد با نفس از جهادهائى است كه خداوند بر انسان واجب كرده است، در روايتى از امام حسين (عليه السلام) آمد كه جهاد بر چهارگونه است: دو تا واجب و دو تا مستحب، و نخستين واجب را جهاد با نفس شمرده است. [٢]
در اينجا به اختصار اشاره مىشود به چند جهت كه چرا جهاد با نفس نسبت به جهاد با دشمن خارجى بزرگتر و اكبر است:
١- از جهت مدّت- از جهت مدّت جهاد با نفس بيشتر است، ظاهراً بعد از زمان امام زمان (عليه السلام) جنگى به عنوان جهاد اصغر نباشد، ولى جهاد با نفس هست و بر فرض هم كه بعد از
حضرت جهادى باشد، در هر زمان بطور ممتد جهاد خارجى نيست پس جهاد درونى از نظر مدّت بيشتر و اكبر است.
[١]. امام سجاد (عليه السلام) پانزده مناجات دارند بنام مناجات خمس عشرة كه مناجات شاكين دومين آنها است و صاحب مفاتيح در مفاتيح الجنان آورده است.
[٢]. متن كامل روايت در تحف العقول، صفحه ١٧٥، از امام حسين (عليه السلام) آمده كه صاحب ميزان الحكمة، در جلد ٢، صفحه ١٣٩، از امام زين العابدين (عليه السلام) گفته كه ظاهراً سهو قلم باشد- اين روايت در جلد ١١، وسائل الشيعه، صفحه ١٦ نيز از امام صادق (عليه السلام) آمده است ..