اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - ٥٨- ٥٩- شامگاهان هراسان و صبحگاهان خوشحال!
|
گرزار و بيمارم چه غم شادم بهر رنج و الم |
با درد عشقت اى صنم محتاج درمان نيستم |
|
|
روزى الهى مرغ جان بيرون پرد زين آشيان |
بينى مرا با عرشيان زين ملك و سامان نيستم [١] |
غفلت و نسيان گرچه در بسيارى از امور دنيوى و حوادث ناگوار نعمتى است كه خداوند در وجود انسان قرار داده است، اگر غفلت و فراموشى نباشد انسان نمىتواند زندگى كند، مثلا انسان عزيزترين عزيزان را از دست مىدهد، در ابتدا سر به ديوار زدن و ناله كردن است كه اگر اين حالت ادامه يابد، چند روزى بيشتر نمىتواند زنده بماند ولى خداوند غفلت و فراموشى را مثل پرده سياه شب بر قلب او مىافكند و به او اجازه زندگى مىدهد، اگر در مشكلات و مصائب انسان از بين نرود هر لحظه زندگى با اين مصيبتها مرگ است، اينگونه، غفلت لازمه مكانيسم روحى و جسمى
انسان است اين نعمتى است كه در وجود انسانى عامل بقاى زندگى است ولى اين غفلت در همين محدوده ضرورى است و نبايد گذاشت به حريم خداشناسى راه پيدا كند، نبايد به قلمرو امور اخروى راه پيدا كند. اين غفلتى است كه بزرگان و ائمه اطهار (عليهم السلام) ما را به بيدارى از آن هشدار مىدهند.
و مولى على (عليه السلام) مىفرمايد:
«الا مستيقظٌ مِنْ غَفْلَتِه قَبْل نَفاد مدّته»:
«آيا بيدار شونده از خواب غفلت نيست، كه قبل از پايان مدّتش بيدار شود». [٢]
«الا مُنْتَبِه مِنْ رَقدته قبل حين مُنْيَتِه»:
«آيا متوجهى نيست كه از خواب خود قبل از مرگش (بيدار شده) و متنّبه گردد». [٣]
اين غفلتى است كه اگر بر قلب حاكم شد ديگر توجه و بيدارى چشم بىفائده
[١]. عرفان اسلامى، جلد ٢، صفحه ٩١- ٩٠.
[٢]. غرر الحكم، ميزان الحكمه، جلد ٧، صفحه ٢٦١- ٢٦٠.
[٣]. غرر الحكم، ميزان الحكمه، جلد ٧، صفحه ٢٦١- ٢٦٠ ..