اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧ - ٥٨- ٥٩- شامگاهان هراسان و صبحگاهان خوشحال!
مىشود و از اين رو بهترين غذاى روحى عبادت و ذكر و ياد حق را تلخ مىپندارد و تلخى معصيت را شيرين مىانگارد و در اثر اختلال روحى حلال و حرام و مشتبه را استعمال مىكند و چون گاو خوش علف هر چه به دست آيد، خوردن و از هر كجا به دست آيد بردن.
اگر كسى واقعاً طعم ذكر و محبت الهى را چشيد، مگر از محبوب روى برمىگرداند؟ و به قول امام سجاد (عليه السلام):
«مَنْ ذَا الَّذى ذاقَ طَعْمَ مَحَبّتك فَرامَ مِنكَ بَدلا؛
چه كسى است كه طعم محبّت تو را چشيد و ديگرى را به جاى تو برگزيد و اراده نمود» هرگز چشنده محبت محض و محض محبت و آن كه از جام حقيقت توجه به خدا نوشيد، به طرف محبت مجازى روى نمىآورد، و آن كه چنين محبتى با گوشت و پوستش آميخته شد و پردههاى غفلت كنار رفت و به وصال دوست مىانديشد.
و به قول مرحوم الهى قمشهاى آن شيدا و واله محبوب:
|
من طاير قدّوسيم مرغ گلستان نيستم |
مست مىلاهوتيم زين مى پرستان نيستم |
|
|
حور است و غلمان چاكرم ماه است و انجم در برم |
خورشيد چرخ اخضرم شمع شبستان نيستم |
|
|
از مهرت اى خورشيد جان چون ذرهام هر سوروان |
مجذوب حسن ديگران اى ماه خوبان نيستم |
|
|
هر روز چون آه سحر گردم به كويت در به در |
شايد نمائى يك نظر نوميد ز احسان نيستم |
|
|
گر من فقيرم هر شبى دارم ز يارب يا ربى |
جشنى نوائى مطربى كمتر ز سلطان نيستم |
|
|
اين خاكيان تيره دل مستند و غرق آب و گل |
من دل بر آن ماه چون گل مستم كز اينان نيستم |