اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - فرهنگ صبر در اسلام
دو وجه براى اين روايات ذكر كرده است:
١- ايمان اطلاق بر تصديقات و اعمال مىشود، پس براى ايمان دو ركن است يكى يقين و ديگرى صبر، مراد از يقين، معارف قطعى است و مراد از صبر، عمل به مقتضاى يقين.
و رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) اين دو را (يقين و صبر) را در روايتى جمع كرده و فرمودهاند:
«مِنْ اقلّ ما اوتيتُم اليقين و عَزيمةُ الصّبر»:
«از كمترين چيزهائى كه اعطا شدهايد يقين و صبر است».
٢- وجه دوم اين كه ايمان مشتمل است بر امورى كه نفع مىبخشد و بر امورى كه ضرر مىزند، مؤمن بايد اعمال نافع را انجام داده، و شكر گزارد، و اعمال مضرّ را ترك كرده، و صبر در مقابل ترك آنها كند، پس شكر در مقابل اعمال نافع و صبر در مقابل اعمال مضرّ است، پس شكر نصف ايمان است، و صبر نصف ديگر آن و به همين جهت يكى از صحابه گفت: «الايمان نصفان، نصف صبر و نصف شكر»: «ايمان دو نصف است، نصفى صبر و نصفى شكر».
در اهميت صبر همين بس كه تمام اخلاق حميده به صبر برمىگردد، لكن براى اين صبر در هر موردى اسمى است، اگر صبر در برابر شهوت شكم و فرج باشد، عفت نامند و اگر در تحمل امر غير ملايمى و سختى باشد اسمهاى آن نزد مردم مختلف است، اگر در مصيبت باشد، صبر و ضد آن را جزع گويند، اگر در موقع بىنيازى و ثروتمند بودن باشد كه خود را نبازد، «ضبط نفس» گويند كه در مقابلش «بَطَر» است كه تكبر و خود را بزرگ شمردن باشد و اگر در جنگ باشد، شجاعت و ضدش «جُبن» است و اگر در فرو نشاندن غضب باشد، حلم و ضدش «سفه» و نوعى
نادانى است و اگر در برابر حوادث خير و شرّ روزگار باشد، سعه صدر و ضدش ناراحتى و ضيق صدر است، و اگر در مخفى كردن كلام باشد، كتمان سرّ است و اگر در برابر زيادهخواهى و زياده بر زندگى معمولى باشد، زهد و ضدش حرص است و اگر