اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢ - ٤١- ٤٢- از ستايش ديگران بيمناكند
كرده است، اگر علم و قدرت خود را شناخت، علم و قدرت خداوند را مىيابد. «مَنْ عَرفَ نفسَه بالعلمِ و القُدرة عَرفَ ربِّه بالعِلم و القدرة».
وقتى ديد نفس او در صفحه ذهن مىتواند صورتهاى ذهنى را در يك لحظه خلق كند، و در لحظه ديگر از صفحه ذهن پاك كند، مىيابد معنى (كن فيكون) را و اين كه اگر خداوند اراده كند، در يك لحظه خلق و در لحظه ديگر محو مىكند، البته ايجاد صور و تشبيه آن به ايجاد مخلوقات تمثيل به اينها براى فهم مطلب است وگرنه فاصله بسيار است اينها تماماً در صفات الهى است و كسى را به كنه آن ذات پاك راه نيست، چنان كه حقيقت و ذات نفس و روح بر ما پوشيده است، وَيَسْأَلُونَكَ عَن الرُّوحِ قُل الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى. [١] [٢]
چگونه مدعى هستيم روح و نفس را شناختهايم، در حالى كه محقق كاشانى در روض الجنان، چهارده قول در حقيقت نفس آورده است كه حقيقت نفس آورده است؟ [٣] از حالت جسمانى گرفته تا فوق روحانى.
كميل يكى از اصحاب خاص اميرالمؤمنين على (عليه السلام) است (از يارانى بوده كه چه بسا به او حرفهائى گفته مىشد كه به ديگران گفته نمىشد) وى مىگويد به اميرالمؤمنين على (عليه السلام) عرض كردم:
«اريدُ انْ تَعُرّفنى نفسى قال يا كميل و أىُّ الانْفسُ تُريدُ انْ اعرفَك قُلتُ يا مولاى
هل هى الّا نفس واحدة قال يا كُميل انّما هى اربَعةٌ النّاميةُ النّباتِيَهُ و الحِسيَّة الحيوانية و الناطِقة القُدسِيّة و الكُليّةُ الالهَيةُ وَ لِكُلِ واحِدة مِنْ هذهِ خَمسُ قُوى و خاصيتان ...»:
«مىخواهم نفس مرا به من معرفى كرده و بشناسانى،
[١]. سوره اسراء، آيه ٨٥.
[٢]. در مورد عبارت «من عرف نفسه فقد عرب ربّه» مرحوم علامه طباطبائى كلامى دارند كه مىتوانيد در جلد ٦ الميزان، صفحه ١٧٦- ١٦٩ مطالعه فرمائيد، صاحب ميزان الحكمه نيز كلام ايشان را در جلد ٦، صفحه ١٥٣- ١٤٣ آورده است و همچنين در اين باره استاد محمدتقى جعفرى در شرح نهجالبلاغه خود جلد ١٨، صفحه ١٤٨ به بعد بحثى دارند.
[٣]. سفينة البحار، جلد ٢، صفحه ٦٠٢ بحث نفس ..