ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٤ - تفسير
((قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ)) يعنى ما بوديم كه نماز روزانه را نميخوانديم بنا بر آنچه شرع اسلام مقرّر فرموده (و فقهاء در توضيح المسائل خود نوشتند) و در اين دلالت است بر اينكه اخلال بواجبات استحقاق مذمّت و عقاب و عذاب ميآورد زيرا ايشان تعليق فرمودند استحقاق عذاب آنها را باخلال و تقصير در نماز و در آن نيز دلالت است بر اينكه كفّار هم مخاطب بعبادتهاى شرعيّه هستند (چنانچه علماء در كتب اصول گفتهاند كه كفّار همانطور كه مؤاخذ باصولند مؤاخذ و معاقب بفروع ميباشند (مترجم) زيرا حكايت از كفّار ميكند بدلالت قول خداوند( (وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ)) و همچنين( (وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ)).
قتاده گويد: يعنى ما نبوديم كه بيرون كنيم زكاتهاى واجب خود، و كفّاراتى كه بر ما واجب شده بود كه بدرويشان و مستمندان و بينوايان بدهيم.
((وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ)) قتاده گويد: هر وقت فريبندهاى فريبكارى مينمود و در باطل فرو ميرفت ما هم با او فرو رفته و فريب ميخورديم و معنايش اين است كه ما بوديم كه خود را بگذشتن در باطل آلوده نموده مانند آلوده شدن مرد بفرو رفتن در كثافات پس چون اين گروه سير ميكردند با افرادى كه تكذيب ميكردند حقّ را و پيرو بودند آنان را در منطق، بودند فرو رفتگان با ايشان.
((وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ)) با اين حال (كه ما نه اهل نماز و نه اهل زكات بوديم. مترجم) انكار ميكرديم روز پاداش را و آن روز قيامت و رستاخيز و روز پاداش است و جزاء رسيدن بچيز است خواه سود باشد و خواه زيان آنچه كه مستحقّ آنست. پس روز جزاء آن روزيست كه مستحقّ بعدل و داد ميگيرد، و و ميرسد[١].
[١] مترجم گويد: چنانچه فرمودهاند. النّاس مجزيّون باعمالهم( ان خيرا فخير و ان شرّا فشرّ يعنى مردم پاداش داده ميشوند باعمال خودشان اگر اعمال و كردارشان نيك باشد پاداش آنان نيك است، بهشت است و آنچه در آن است. و اگر كردار و اعمالشان زشت و بد باشد كيفر و مجازات آنها نيز بد دوزخ و سقر و عذاب خواهد بود.
اگر كسى بگويد: كه شما مىگوييد بهشت بقدرى از دوزخ دور است، كه بوى آن از مسير پانصد سال نورى نميرسد چنانچه در باره فجّاش و غيبت كن فرمودهاند: البذىّ الفحّاش لا يشمّ رائحه الجنّة آدم بد زبان و بد گو بوى بهشت را نميشنود. پس چه طور با اين مسافت زياد و فاصله مليونها فرسنگ بهشتىها از دوزخيان ميپرسند آيا آنها را بدوزخ ميآورند و يا اينها را به بهشت راه ميدهند كه هر دو غير ممكنست.
مىگوييم از اين سؤال و پرسش چند پاسخ است:
١- اينكه بهشتيها بمضمون آيه شريفه( فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ) پس بينايى تو در اين روز( قيامت) تيز و شديد خواهد بود خداوند نور و بينايى زيادى به چشم آنان مرحمت فرمايد كه در بهشت ببينند اهل آتش و از آنها علّت دوزخى بودن آنها را بپرسند.
٢- دستگاه مخابرات و تلگرام و تلفن در بهشت و دوزخ بر قرار شود و بهشتىها از دوزخيها تلفنا بپرسند كه چه چيز موجب رفتن شما بآتش گرديد.
پس در پاسخ بگويند دو كار را ما بايد بكنيم نكرديم ١- نماز بايد بخوانيم و ليكن( نخوانديم ٢- زكات مالمان را بمستمندان و درويشان بايد داده باشيم نداديم و دو كار را نبايد بكنيم ما كرديم ١- نبايد با اهل ضلالت و گمراهان و فريب كاران مراوده كنيم كرديم ٢- تكذيب روز قيامت نبايد كنيم ما تكذيب كرديم.