ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٣ - تفسير
زهير گويد:
|
و فارقتك برهن لا فكاك له |
يوم الوداع فامسى الرّهن قد غلقا |
|
و جدا شد از تو بگرو و رهنى كه نيست آزادى براى او روز وداع پس شام نمود قلب او در حالى كه بسته و گرفته بود پس همين طور اين گروه گمراهان برهنى گرفته شدند كه نجاتى براى آن نيست. و كسب آن هر چيزيست كه بآن جلب ميشود نفع و سودى و يا دفع ميشود بآن زيان و ضررى و داخل ميشود در آن فعل و عدم فعل. آن گاه استثناء و جدا فرمود خداى سبحان اصحاب و ياران راست (راستگرايان را) فرمود( (إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ)) مگر ياران راست، و ايشان كسانى هستند كه كتابهايشان بدست راستشان داده ميشود.
و برخى گفتند ايشان افرادى هستند كه از دست و طرف راست ميروند.
قتاده گويد: همه مردم در بند و گرفتارند مگر اصحاب يمين (راستگرايان) و ايشان آنهايى هستند كه گناهى بر ايشان نيست پس ايشان براى خودشان مباركند.
حسن گويد: آنها مؤمنين و گرويدگانند كه مستحقّ ثواب ميباشند.
ابن عبّاس گويد: ايشان فرشتگانند، حضرت باقر ٧ فرمود: ما و پيروان ما اصحاب يمين هستيم( (فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ)) يعنى ميپرسند بعضى از آنها از بعضى ديگر و گفتهاند. پرسش ميكنند( (عَنِ الْمُجْرِمِينَ)) از گناهكاران يعنى از حالشان و گناهانشان كه مستحقّ آتش دوزخ شدند بسبب آن.
((ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ)) چه چيز شما را بآتش دوزخ و سقر كشانيد. و اين سؤال توبيخ و سرزنش بهشتيان بدوزخيان است. يعنى اهل بهشت آگاه ميشوند بر اهل دوزخ پس ميگويند بايشان چه چيز شما را در آتش انداخت.