ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - دليل
بنا بر تكسيرش جمائل آيد.
ذو الرّمه گويد:
|
و قرّبن بالزّرق الجمائل بعد ما |
تقوّب عن غربان أوراكها الخطر |
|
شترها نزديك تلها و پشتههاى ريك شدند بعد از آنكه با دم خود مرتّبا برانهاى خود زده و آن را مجروح نمودند شاهد اين بيت كلمه جمائل است كه جمع بكسر آمده.
و امّا جماله. پس تاء ملحق به جمالا شده براى تأنيث جمع چنانچه ملحق به فحل و فحاله و ذكر و ذكاره شده. و كسى كه جمالات بضمّ قرائت كرده پس آن جمع جماله و آن شراع و ريسمانى از ريسمانهاى كشتىهاست و گفته ميشود از زنجيرهاى جسر و پل متحرّك است.
زجاج گويد: و جايز است كه جمع جمل جمال و جمالات باشد- چنانچه گفته ميشود رخال جمع رخل است. و كسى كه (كالقصر) بفتح صاد قرائت كرده پس آن جمع قصره گرفته يعنى گويا آن گردنهاى شتر است.
و بعضى گفتهاند: القصر ريشه درخت است و مفرد آن قصره است مجاهد هم همين طور خوانده گويد و آن برگ و شاخه درخت است.
حسن گويد: قصره و قصر مانند جمره و جمر و آن ريشههاى درختست گويد: و مردم آن را بر روى بام منزلها و قصرهايشان قرار ميدهند (و مقصود علف و گياهانيست بر روى سقف گذارده و روى آن گل اندود ميكنند).
ابن جنّى گويد: ابو على براى ما حديث كرد كه قصر در اينجا بمعنى قصرها و آن خانههائيست از گل كه وقتى در كنار آب منزل ميكردند ميساختند