ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٤ - معنى
و سبز است. يعنى كفّار وقتى طلب سايبانى از آن ظلّ و سايه ميكنند، آن سايه حرارت زبانه و شعله آتش را از ايشان دفع نميكند. سپس خداوند سبحان آن آتش را تعريف فرمود و گفت( (إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ)) بدرستى كه آن آتش مىپراند جرقّهاى باطراف( (كَالْقَصْرِ)) يعنى مانند در بزرگى. و بيم آن پرواز و پرش آنست بر كافرها از هر جهت. پناه بر خدا ميبريم از آن، از ابن عبّاس و مجاهد نقل شده كه گويد: قصر مفرد قصور است از بناها و عرب شتر را تشبيه به قصور ميكند.
اخطل گويد:
|
كانّه برج رومىّ يشيّده |
لزّ بحصّ و آجر و احجار |
|
گويا كه آن برج رومى است كه آن را محكم با گچ و آجر و سنگ چسبانيده است.
عنتره گويد:
|
فوقفت فيها ناقتى و كانّها |
فدن لأقضي حاجة المتلوّم |
|
پس متوقّف نمودم در آن شترم را و مثل آنكه آن قصر و اطاق انتظار است بر آورم حاجت نيازمند منتظر را و فدن قصر است.
قتاده و ضحّاك و سعيد بن جبير گفتهاند: كالقصر يعنى مانند ريشه و تنه درختان بزرگ سپس رنگ آن را تشبيه بجمالات صفر نمود و گفت( (كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ)) حسن و قتاده گفتهاند: گويا آن ريسمان و طناب سياه است، براى اينكه سياهى آن از زردى است.
فرّاء گويد: سياهتر از شتر نمىبينى مگر اينكه آن مايل بزردى باشد و براى همين عرب شترهاى سياه را صفراء ناميده.