ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٤ - قرائت
٣٠- آن روز راندن بسوى جزاى پروردگار توست.
٣١- پس آدمى نه تصديق كند و نه نماز گذارد (و يا پس آدمى نه صدقه و نه زكاة دهد و نه نماز بخواند).
٣٢- و لكن دروغ شمرد (دين را) و از آن روى گردانند.
٣٣- سپس بسوى خاندان خويش رفت در حالى كه (از روى افتخار) ميخراميد.
٣٤- (شكنجه دنيا و كيفر آخرت) ترا سزد پس ترا سزد.
٣٥- سپس سزاوارتست بل ترا سزاوار است.
٣٦- آيا انسان پندارد كه مهمل گذاشته ميشود.
٣٧- آيا آدمى قطره آبى از منى نيست كه (در رحم) ريخته ميشود ٣٨- سپس خونى بسته گرديد (پس خدا او را در رحم به دميدن روح) بيافريد (پس انسان را باعتدال قامت) راست گردانيد.
٣٩- پس از منى (يا از انسان) دو صنف را قرار داد نر و ماده (مرد و زن) را.
٤٠- آيا آن خدايى كه بر اين تواناست قادر نيست كه مردگان را زنده گرداند.
قرائت:
حفص و رويس (يمنى) را با ياء و ديگران (تمنى) با تا خواندهاند[١]
[١] حفص( بر من راق) سكته لطيفى داده تا اشتباه به مرّاق كه صيغه مبالغه از مروق است نشود و تفصيل آن در سوره كهف گذشت و بطور خلاصه اينكه لطائف قرائت حفص اينست كه در چهار موضع حفص سكته داده سكته( لطيفى ١- در سوره كهف كلمه( قَيِّماً) براى اينكه معلوم شود كه آن- صفت عوجا نيست ٢- كلمه( مَرْقَدِنا) در سوره يس ٣- كلمه( مَنْ راقٍ) براى اين كه مشتبه بمرّاق كه صيغه مبالغه است نشود در سوره قيامت ٤ بَلْ رانَ تا اشتباه بكلمه بران در سوره مطفّفين نگردد. شعرايى