فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - عقد تورق براي تأمين نقدينگي از منظر فقهاى اماميه محمد نقى نظرپور
طور رقه كه در آن «هاء» به جاى «واو» آمده است. ... و مُستَورِق، كسى است كه درخواست وَرِق مىكند ... ابوهيثم مىگويد: وَرِق و رِقَه فقط دراهم است. و ورَّاق: مردى است كه زياد درهم دارد و وَرَق: به هر مالى اطلاق شده است. ابوعبيده مىگويد: وَرَق نقره است، خواه مسكوك و خواه غير مسكوك باشد». (١)
طريحى ضمن تأييد سخنان مذكور مىگويد: كلمه «ورق» در قرآن به همين معنى آمده است:«فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدينَةِ». (٢)
فيومى و فراهيدى نيز تعاريف ذكر شده را تكرار كردهاند. پس همان طور كه در بسيارى از كتب لغت آمده، يكى از معانى اصلى ورق، با تفاوت در تلفظ، مال، نقره و درهم است. بر اين اساس معناى لغوى تورّق كه از باب تفعّل به معناى مطاوعه و اثر پذيرى است، مال دار شدن، نقره دار شدن يا درهم دار شدن و در مجموع پول دار شدن شخصى در اثر اعطاى درهم به اوست.
تورق در اصطلاح به خريد كالا به صورت نسيه و فروش نقدى آن به غير فروشنده براى دستيابى به نقدينگى اطلاق مىشود. (٣)
بنابراين عقد تورق داراى حداقل سه طرف است:
الف) درخواست كننده تورق كه ابتدا كالايى را به صورت نسيه خريدارى مىكند و نقداً مىفروشد كه متورق يا مستورق ناميده مىشود.
ب) فروشنده اول كه كالا را به متورق مىفروشد.
ج) خريدار دوم كه كالا را به صورت نقدى از متورق مىخرد.
عقد تورق به دو صورت تورق فردى و تورق منظم تقسيم مىشود:
تورق فردى: متورق ـ فرد نيازمند نقدينه(پول) ـ خودش كالاى نسيهاى
(١) ابن منظور، لسان العرب، ج١٠، ص٣٧٦-٣٧٤.
(٢) كهف، آيه ١٩؛ طريحى، مجمع البحرين، ج٥، ص٢٤٦.
(٣) موسوعة الفقهية الكويتية، ج١٤، ص١٠٤.