فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٥ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
خانوادگى» مردم جزو دين است تا از سؤالات مردم دراين باره نتيجه بگيريم كه قلمرو دين اكثرى است و شامل زندگى شخصى انسانها نيز مىشود؟ آيا حوادث تاريخى قبيلهاى در حجاز جزو دين است؟ آيا پيشگويى حوادث براى قومى، جزو دين است؟ آيا كندن خندق در جنگ خندق يا كمين گرفتن در بالاىكوه احد در جنگ احد كه از مسائل «نظامى» است جزو دين است؟
روشن است كه بسيارى از مسلمانان سؤالات بى شمار و متنوعى از اهل بيت(ع) مىكردند، ولى اين سؤالات و پاسخ آن بزرگواران به اعتبار دانش گسترده و غيبى آنان به علوم دينى و غير دينى و حوادث و وقايع گذشته، حال و آينده بوده است و اين كاشف از اين نيست كه اين مسائل همگى جزو دين هستند.
دانشمندان تاريخ علم، جابر بن حيان را از پايه گذاران علم شيمى مىدانند. از سوى ديگر او از شاگردان امام صادق(ع) بوده و در رسالههاى گوناگون خود اذعان كرده است كه بسيارى از دانش شيمىخود را از آن حضرت اخذ كرده است. آيا با توجه به اين نكات مىتوان نتيجه گرفت كه علم شيمى جزو دين است؟!
در عبارات آقاى ابوالحسنى شواهد متعددى مىتوان يافت كه گوياى عدم تنقيح نظريه دين اكثرى در ذهنيت ايشان است. در همين عبارت نقل شده، ايشان نخست سخن از «موضوعات مختلف شخصى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى و غيره» به ميان مىآورد كه داراى گسترهاى بسيار فراخ است. اما چند فراز بعد مىگويد: «شيعيان با هر موضوعى (كه به نحوى، در ربط با وظيفه شرعى قرار دارد) روبه رو مىشوند، حكم آن را از ائمه معصومين (عليهم السلام) سؤال مىكنند و آن بزرگواران نيز از پاسخ به سؤالات شرعى افراد طفره نمىروند».
در اين عبارت سخن بر سر «سؤالات شرعى» است. روشن است كه مخالفان نظريه دين اكثرى، منكر اين نيستند كه مسائل شرعى جزو دين است. وى در آغاز مقاله خويش از اطلاق لفظ «شىء» و شمول آن نسبت به «همه چيز» و پاسخگويى