فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٨ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
شدم و اسباب هم مساعدت نمود. وقتى كه شروع به اجراء اين مقصد شد ديدم دستهاى از مردم كه همه وقت مرمى به بعضى انحراف بودند، وارد بر كار شدند. كمكم كلمات موهمه از ايشان شنيده شد كه حمل بر صحت شد تا آنكه يك درجه پرده از آن برداشتند و بناى انتخاب وكلاء و مبعوثين و اعتماد بر اكثريت آراء گذاردند. باز هم اغماض شد كه اينها براى انتظام امور و بسط عدالت است تا رفتهرفته بناى نظامنامه و قانوننويسى شد. گاهى با بعضى مذاكره مىشد كه اين دستگاه چه معنا دارد؟ چنين مىنمايد كه جعل بدعتى و احداث ضلالتى مىخواهند بكنند، و الا وكالت چه معنا دارد؟ موكّل كيست و موكّل فيه چيست؟ اگر مطالب امور عرفيه است، اين ترتيبات دينيه لازم نيست و اگر مقصد امور شرعيه عامه است اين امر راجع به ولايت است نه وكالت، و ولايت در زمان غيبت امام زمان عجل اللّه فرجه با فقهاء و مجتهدين است و نه فلان بقال و بزاز و اعتبار به اكثريت آراء به مذهب اماميه غلط است و قانون نويسى چه معنا دارد؟ قانون ما مسلمانان همان اسلام است كه بحمد اللّه تعالى طبقة بعد طبقه روات اخبار و محدثين و مجتهدين متحمل حفظ و ترتيب آن شدند و حال كه حفظه آن بحمداللّه تعالى بسيارند. جواب اين كلمات به تسويلات و تسويفات مىدادند تا آن كه آن دستور ملعون كه مسمّا به قانون اساسى است نوشته شد و خواهش تطبيق آن را با قواعد اسلاميه نمودند. داعى با يأسى كه از فلاح اين ترتيبات داشتم مماشاتاً مساعدت نمودم و به قدر ميسور تطبيق با شرع يك درجه شد .... (٧٩)
شيخ در اين عبارات، تنها كلمه طيبه «عدل» را تأييد مىكند و مىگويد: علت اينكه در آغاز، از نهضت مشروطه دفاع كرده، عدالت خواهى او بوده است. اما كمكم برخى افراد منحرف «كلمات موهمه» بر زبان جارى ساختند. سپس «يك
(٧٩) زرگرى نژاد، رسائل مشروطيت، رساله حرمت مشروطه، ص١٥٣.