فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٧ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
فراوان نتوانسته است، عبارت روشنى از شيخ بيابد كه رأى اكثريت را به صراحت معتبر بداند. شواهدى كه آقاى ابوالحسنى در مقالات خود براى اثبات موافقت شيخ با رأى اكثريت و ساير مؤلفههاى مشروطه ذكر كرده، هيچ كدام صريح و شفاف نيست، يا لااقل به صراحت سخنان دالّ بر مخالفت او نيست. به علاوه هيچ يك از آنها در مقام بيان نظريهاى علمى نيست. بلكه آنها را بايد در گفتگوها، نامهها و اعلاميههايى يافت كه به امضاى مشترك او با ديگران نوشته شده است و در اين گونه موارد ملاحظات و مصلحت انديشىهاى گوناگونى وجود دارد كه ممكن است گوينده را از بيان اعتقاد درونىاش باز دارد. روشن است كه اين گونه موارد به صراحت يك رساله علمى نمىتواند گوياى ديدگاه علمى صاحب اثر باشد.
٢. فارغ از اختلاف نظر بنده با آقاى ابوالحسنى در وجه جمع ميان اين دو دسته از سخنان متعارض، خود شيخ در رساله حرمت مشروطه سخنان روشنى دارد كه گوياى علت اين موضعگيرىهاى متعارض او است. شيخ فضل اللّه نورى در اين رساله، چگونگى آغاز نهضت مشروطيت و «موافقت اوليه» خود با آن و سپس «مخالفت ثانويه»اش را توضيح مىدهد. عباراتى را از اين رساله نقل مىكنم تا نگاه شيخ به اعتبار رأى اكثريت، قانون و مجلس از زبان خودش آشكار شود. اين متن به خوبى مىتواند وجه تعارض برخى از سخنان شيخ در باره مولفههاى مشروطيت، مانند قانون، مجلس و اعتبار رأى اكثريت را آشكار سازد:
منشأ اين فتنه، فرق جديده و طبيعى مشربها بودند كه از همسايهها اكتساب نمودند و به صورت بسيار خوشى اظهار داشتند كه قهراً هر كس فريفته اين عنوان و طالب اين مقصد باشد مجذوب آن خواهد شد. به اين سبب كه در طلب عدل برآمدند و كلمه طيبه العدل را هر كس اصغاء نمود بى اختيار در تحصيل آن كوشيد و به اندازه وسعت به بذل جان و مال خوددارى نكرد. منجمله خود داعى هم اقدام در اين امر نموده و متحمل زحمات سفر و حضر