فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٨ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
اگر مبناى امام خمينى در مراجعه به آراى عمومى و اعتبار رأى اكثريت، كشف حقيقت بود، در اين صورت رأى مردم به حكومت سلطنتى حتى در زمان خودشان به هيچ وجه اعتبار نداشت و كاشف از حقانيت اين حكومت نبود. اما ايشان رأى مردم براى برقرارى حكومت پادشاهى در زمان خودشان را «حق تعيين سرنوشت» آنها مىداند.
وى همچنين در موارد ديگر نيز به اين حق مردمى تصريح كرده است. (٨٥) ايشان در پاسخ به كسانى كه شركت در انتخابات را فقط حق مجتهدان مىدانستهاند فرمود:
انتخابات در انحصار هيچ كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروهها است. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثير سرنوشت شما ملت است. از قرارى كه من شنيدهام در دانشگاه بعض از اشخاص رفتهاند گفتهاند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا مىگفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند، اين منافى با حق مجتهدين است، آنجا شكست خوردهاند حالا عكسش را دارند مىگويند. اين هم روى همين زمينه است، اينكه مىگويند انتخابات از امور سياسى است و امور سياسى هم حق مجتهدين است هر دويش غلط است. انتخابات سرنوشت يك ملت را دارد تعيين مىكند. انتخابات بر فرض اينكه سياسى باشد و هست هم، اين دارد سرنوشت همه ملت را تعيين مىكند، يعنى آحاد ملت سرنوشت زندگيشان در دنيا و آخرت منوط به اين انتخابات است. اين طور نيست كه انتخابات را بايد چند تا مجتهد عمل كنند... دانشگاهىها بدانند اين را كه همان طورى كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوى جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند. فرق ما بين دانشگاهى و دانشجو و مثلاً مدرسهاى و اينها نيست (٨٦).
(٨٥) همان، ج٣، ص٥٠٣؛ ج٥، ص٢٤٣.
(٨٦) همان، ج١٨، ص٣٦٧.