فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٢ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
قرآن و اهل بيت(ع) در ١٤٠٠ سال پيش به مسلمانان ابلاغ كردند، امروزه بدون هيچ نقصان و كاستى در اختيار ما است. در صورت اثبات اين سه ادعا، ما مسلمانان ديگر نيازى به كسب دانش از غير كتاب و سنت نداريم.
مقصود من از مقام ثبوت در مقالهام ، ادعاى نخست و مقصود از مقام اثبات، دو ادعاى اخير بوده است، اما آقاى ابوالحسنى فقط دو ادعاى اول را مطرح كرده است و متوجه نبوده كه براى اثبات اين نظريه بايد هر سه ادعا ثابت شود. او از ادعاى سوم غفلت كرده و توجه نداشته كه حتى بر فرض اينكه اهل بيت(ع) «همه چيز» را به مسلمانان ابلاغ كرده باشند، آيا آن «همه چيز» بدون كاستى و دستبرد از ١٤٠٠ سال پيش تا كنون سالم به دست ما رسيده و دچار تحريف، جعل و بدفهمى نشده است؟ در مقاله خود توضيح دادهام كه:
حقيقت دين، عين معرفت دينى نيست. آنچه از كمال و بى نيازى قرآن و عترت در امور دينى گفته شده است، مربوط به حقيقت دين است، نه معرفت دينى. آنچه ما اينك به عنوان معارف دينى در عصر غيبت يعنى عصر محروميت از حضور حجّت خدا(ع) در اختيار داريم، به علت آسيبهاى گوناگونى كه در طول تاريخ بر آن وارد شده، كم و بيش، از حقيقت خود فاصله گرفته است. از اين رو، كمال و بالندگى كه براى اصل دين ثابت است، براى معرفت دينى در اختيار ما به همان اندازه ثابت نيست. با توجه به تفكيك ميان حقيقت دين و معرفت دينى، مىتوان به پاسخ استدلال طرفداران انديشه دين اكثرى به رواياتى كه بر دانش گسترده پيامبر اكرم(ص) و امامان(ع) دلالت دارد، دست يافت؛ زيرا وجود چنين دانش همه جانبهاى براى آنان به معناى امكان دستيابى ما به آن دانش از طريق آنان نيست، بلكه آنچه اينك از دانش آنان در اختيار ما است، مقدار محدودى از روايات است كه با اخبار و روايات ساختگى و غير متقن درهم آميخته است. به عبارت ديگر، بايد ميان دانش اهل