فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٤ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
آنچه مىدانند گرفتار جهل مركب شده باشند. اما اگر عقل گرايان با تكيه بر دستاوردهاى مظنون و مشكوك علوم خود به تفسير متون دينى بپردازند در اين صورت ممكن است شيوه علمى آنها قابل نقد باشد. (٣٨) چنان كه گذشت، آقاى ابوالحسنى نيز پذيرفته است كه عقل بشر در معرض آسيبها و آفتهايى است كه مهمترين آنها نقص آگاهى و سيطره اغراض نفسانى مىباشد. پس چه مانعى دارد كه امام صادق(ع) آن گاه كه جبهه عقل گرايى گرفتار آفت مىشود از آن فاصله بگيرد و خود را از صف طرفداران آن جدا سازد و ما نيز آن حضرت را در زمره آن گروه از عقل گرايان قرار ندهيم؟
ايشان حداكثر مىتوانست به سبب نام گذارى بر من خرده بگيرد، نه اينكه تنها به استناد يك نام، به داورى در باره محتواى مقاله بپردازد. در ضمن، من در اين نام گذارى پيش قدم نيستم. من از اصطلاح رايج پيروى كردهام كه شيوه پسنديده اهل علم است. در آثار متعدد از دو اصطلاح «تعبد» و «تعقل» در تقابل با يكديگر استفاده شده است. (٣٩) از جمله استاد بزرگوارم مرحوم آيت اللّه محمد تقى جعفرى مقالهاى به نام «تعبد و تعقل در فقه اسلامى» دارد (٤٠) كه در نگارش اين سلسله
(٣٨) همان، ش٤٧، ص١٦٣.
(٣٩) علاوه بر موارد فراوانى كه نويسندگان در آثار خود از اين دو اصطلاح در تقابل با يكديگر سخن گفتهاند، آثار پيش رو از مواردى هستند كه اين دو اصطلاح در نام آنها به كار رفته است: «تعقل و تعبد در معارف اسلامى»، حسين حقانى، مجموعه آثار كنگره بررسى مبانى فقهى حضرت امام خمينى، ج٨، ص٣٣٥، مؤسسه تنظيم و نشر امام خمينى، ١٣٧٤؛ «تعقل و تعبد در احكام شرعى»، اسداللّه لطفى، فقه كاوشى نو در فقه اسلامى، ش٦و٧، ١٣٧٥؛ «نسبت تعبد و تعقل در آيين پيامبر و انسان معاصر»، مهناز رحيم پور، بينات، ش٦٦، ١٣٨٩؛ «تعبد در ساحت تعقل»، على اوجبى، كتاب ماه فلسفه، ش٢٧، ١٣٨٨؛ «تعقل، تعبد و مدرنيته»، كوشا اقبال، آيين، ش٧، ١٣٨٦.
(٤٠) تعبد و تعقل در فقه اسلامى، محمد تقى جعفرى، كنگره شيخ انصارى، قم، چاپ اول، ١٣٧٣.