فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٧ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
بوده است و نتيجهاش جمود نيست بلكه تشويق و تحريض به اجتهاد صحيح و عالمانه است. (٤٦)
مرحوم مطهرى در يكى از آثارش در موضوع اختلاف مسلمانان در حسن و قبح عقلى سرفصلى به نام «جنگ تعبد و تعقل» قرار داده است كه از عنوان «جدال تعبد و تعقل» در مقاله من تندتر و غليظ تر است:
جنگ «تعقل» و «تعبّد»، اينجا بود كه «تعقل» در يك جناح قرار گرفت و «تعبّد» محض در يك جناح ديگر. اين جريان، فوق العاده در دنياى اسلام اوج گرفت. از اواخر بنى اميّه شروع شد و در اوايل بنى العباس - كه آزادى فكر بيشتر بود و خلفاى به اصطلاح امروز روشنفكرى نظير هارون و بالخصوص مأمون پيدا شدند و آن مجالس احتجاجات و مجادلات را تشكيل مىدادند- به اوج خود رسيد. مأمون بالخصوص (و بعد از او برادرش معتصم به تبعيت از مأمون) به حكم اينكه خودش مرد عالمى بود و فكرش فكر منطقى و فلسفى بود، طرفدار معتزله شد و اشاعره را درهم كوبيد. و از علماى حديث، احمد حنبل به خاطر طرفدارى از قشريگرى تازيانه سختى خورد. اينجا بود كه به اصطلاح طرفداران «تعقل» بر طرفداران «تعبّد» پيروز شدند و سخت هم پيروز شدند. (٤٧)
آقاى ابوالحسنى يا سرفصل «جنگ تعقل و تعبد» در كلام شهيد مطهرى را نديده و يا آن را ديده ولى انگيزهاى براى نوشتن مقاله اى طولانى عليه او نداشته است.
متأسفانه بحثهاى لفظى آقاى ابوالحسنى طولانى است و بر همين مبنا كوشيده است ايرادات بسيارى بر مقالات من وارد كند كه چون همه آنها به يك خطاى فاحش
(٤٦) همان، ج٢٠، ص١٣٣.
(٤٧) همان، ج٢٢، ص٧١٢.