فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٣ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
دور دانستهام؟ و يا اجتهادات خلفا در مقابل نصوص كتاب و سنت را نمونههايى از رويكرد عقل گرايى دانستهام؟ سبب اين هجمهها اين است كه ايشان تعقل گرايى را پيشاپيش، حق و ممدوح دانسته است.
به نظر مىرسد كلمه «عقل» براى او رهزن شده است. به كار گيرى اين كلمه براى رويكرد مقابل ديدگاه تعبد گرايى، او را به پيش داورى كشانده است. او قبل از تحقيق به اين نتيجه رسيده است كه بايد پيوسته از رويكرد عقل گرايى دفاع كرد، چون عقل «واژه مقدس» و «گوهر ارزشمندى» است و پيوسته در قرآن و سنت تمجيد شده است. وى در اعتراض به اين كه من بدعتهاى فقهى خلفا را نمودى از جنبش عقل گرايى دانستهام مىگويد: «بيچاره عنوان مقدس عقل كه چگونه و كجا خرج مىشود؟». (٣٧) او دقت نكرده كه به كار گيرى اين كلمه براى يكى از اين دو رويكرد علمى، تنها يك نام گذارى است و با تعيين يك نام براى يك ديدگاه علمى، ماهيت آن ديدگاه عوض نمىشود و حقانيت آن نيز ثابت نمىشود. آنچه مهم است حقيقت رويكرد علمى است.
امام صادق(ع) بنابر آنچه در برخى روايات آمده و در مقاله خود آوردهام ، اصحاب خود را از دخالتهاى نابجاى عقل در فهم شريعت باز داشته است. اين گرايش امام(ع) بنا بر تعريفى كه در مقاله خود از عقل گرايى و تعبد گرايى ارائه دادهام ، گرايش به رويكرد تعبدگرايى است و در عين حال ممدوح است؛ چنان كه دخالتهاى نابجاى عقل ناقص خلفا و برخى از اصحاب پيامبر اكرم(ص) در تفسير و تأويل نصوص صريح قرآنى و نبوى(ص) بر خلاف ظواهر آنها، عقل گرايى ناميده مىشود و مذموم مىباشد.
در مقاله خود آوردهام كه اگر عقل گرايان به استناد دانش قطعى و يقينى خود به تفسير متون دينى بپردازند، شيوه علمى آنها منطقى است؛ هر چند ممكن است در
(٣٧) همان، ش٦٣ و ٦٤، ص٣٥٢.