فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٥ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
نيست كه تنها راه رسيدن به اين احكام، دين است. پس ممكن است به برخى از احكام نزد خداوند، از طريق علوم غير دينى دست يافت؛ چنان كه دانش همه پديدههاى «نظام تكوين» نيز نزد خداوند است، اما اين بدان معنا نيست كه راه دستيابى به اين دانش فقط دين است. روشن است كه علوم تجربى وسيله بسيار ارزشمندى براى دستيابى به علم به پديدههاى طبيعى است.
آقاى ابوالحسنى گمان كرده همين كه پذيرفتيم «تمامى افعال مكلّفان... حكمى نزد خداوند دارد» معنايش اين است كه دين «تنها» راه و بازگوكننده «انحصارى» رسيدن به نظر و حكم خداوند براى همه افعال بشر است. پس نظريه دين اكثرى ثابت مىشود. روشن است كه بين اين دو ملازمه اى نيست و تفكيك ميان مقام ثبوت و اثبات در ادعاى من، براى نفى چنين ملازمهاى بوده است.
شايد بتوان گفت در ذهن طرفداران دين اكثرىبه طور ناخود آگاه اين پندار شكل گرفته است كه فقط دين، مخلوق خدا و راه ارتباط با اوست و سرسپردگى مطلق به دين به اين معناست كه انسان نبايد از غير دين استفاده كند يا به تعبير آقاى ابوالحسنى «دريوزگى» (١٠٣) كند. در حالى كه توحيد واقعى بدين معناست كه همه هستى مخلوق اوست و فقط دينداران نيستند كه سر سفره او نشستهاند. هر دانشمند و خردمندى در گوشه و كنار دنيا حتى اگر اعتقادى هم به خدا نداشته باشد از دانش بى انتهاى او بهرهمند است. توصيه مىكنم خوانندگان محترم به روايات عقل در كتاب شريف كافى مراجعه كنند تا روشن شود كه عقل بشرى «محبوبترين مخلوقات خداوند نزد او» و «مقدم بر دين» و «حجت باطنى» براى انسان است. (١٠٤) نعمت عقل فقط نصيب ما مسلمانان يا شيعيان نشده، بلكه همه بندگان خدا به سهم خويش از آن بهرهمند هستند. پس چون عقل همچون دين«حجت» است و همه بندگان خدا به سهم خويش
(١٠٣) همان، ص٣٠٦.
(١٠٤) كلينى، كافى، ج١، ص٢٩١٠.