فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - راههاى اثبات مستقيم هلال خالد غفورى
نتيجه
١. موضوع رؤيت هلال، موضوعى طبيعى است نه اعتبارى؛ يعنى خروج ماه از حالت تاريكى و منور شدن دو باره آن با نور خورشيد.
٢. مراد از رؤيت هلال در روايات، مطلق رؤيت به همان مفهوم عرفى است؛ يعنى همان ادراك تصوير شىء با حس بينايى، بدون هيچ تفاوتى بين رؤيت با چشم مجرد يا با رصدخانه. بنابراين، ناگزير از التزام به اثبات هلال، حتى با ايستايى بر لفظ «رؤيت» وارد در نصوص هستيم و اين پايينترين حد از مدلول ادله شرعى است .
٣. رؤيت در ادله به نحو طريقى آمده است نه موضوعى و هر راه حسى را كه كاشف از تحقق ولادت هلال و نورانى شدنش باشد، حتى با چشم الكترونيكى در بر مىگيرد.
٤. طريقيت مورد نظر، مطلق است، نه در خصوص راههاى حسى؛ پس راههاى حسى و حدسى و تلفيق آن دو، همگى موضوع را احراز مىكنند. بنابراين، در اثبات هلال، از اعتماد به محاسبات نجومى ناگزيريم.
٥. اختلاف در مبانى و كثرت فتواها، اسباب و عوامل عميق و دقيقى دارد و بايد تمام نظرها را تا وقتى كه به توجيهات علمى و شرعى مستند است، از لحاظ نظرى محترم شمرد؛ اما آثار و پيامدهاى اين مسئله شرعى در عرصه اجتماعى، توجيه آن را بر اساس اختلاف اجتهادى مشكل مىسازد و انبوه سؤالات ايجاد شده در ذهن مؤمنان را پاسخ قانع كنندهاى نمىدهد.
بسيارى مىپرسند ولادت هلال، امرى طبيعى و ثابت است و پديدهاى نيست كه بر حسب ديدگاهها و نظريات متفاوت باشد، بلكه با محاسبات نجومى، مىتوان موقعيت آن را تعيين كرد، همچنين مىتوان امكانپذير بودن يا نبودن رؤيت آن را با محاسبات مشخص كرد، زمان خروج ماه از حالت محاق را مىتوان به دقّت محاسبه، و نقطه جغرافيايى را كه ديدن هلال از آنجا امكانپذير است معيّن كرد، پس علت اين همه اختلاف در اثبات هلال چيست؟