فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٧ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
حوزه فقه سياسى است كه نقدهاى من بر شيخ فضل اللّه نيز در همان حوزه بوده است.
١٥. ايشان موارد متعددى از سخنان عالمان مشروطهخواه را ذكر مىكند كه آنها نيز همچون شيخ فضل اللّه، اسلام را حاوى همه قوانين مورد نياز بشر مىدانند و به اين طريق كوشيده است نظريه دين اكثرى را با استناد به سخنان مشروطهخواهان ثابت كند.
پاسخ: اولاً، گفتار هر يك از اين عالمان بايد جداگانه و با دقت بررسى شود و با توجه به همه قرائن به مقصود آنان پى برد.ثانياً، اگر مفاد سخن آنان نيز نفى حقوق عرفى باشد، همان اشكالهاى گذشته بر ايشان وارد است و در بحث علمى فرقى ميان طرفدار مشروطه و مخالف آن نيست.
١٦. ايشان همچون برخى عالمان مشروطهخواه مانند نائينى مدعى است كه «قوانين اروپايى از اصول احكام اسلامى» اتخاذ و اقتباس شده است. «و اين امر، مىتواند جلوهاى از همان اعتقاد به جامعيت و كفايت احكام و آموزههاى اسلامى (يعنى دين حدّاكثرى) باشد».
پاسخ: اولاً، چنانكه در مقاله خود آوردهام:
طرح استدلال عقلى از سوى نائينى براى اصول مشروطه، برخى از ادعاهاى او را در مورد منبع و مأخذ دستيابى اروپاييان به آن اصول به چالش مىكشد؛ زيرا نائينى چنان كه از او نقل شد، از سويى مدعى است كه اروپاييان، اصول تمدن و سياست را از اسلام گرفتهاند و بدون ارشاد كتاب و سنّت نمىتوانستند به آن اصول دست يابند و از اينرو، آنان منصفانه اعتراف به «قصور عقل بشر از وصول به آن اصول» (١٢٠) دارند و از سوى ديگر، در مقام اثبات اصول مشروطه درصدد ارائه دلايل عقلى برمى آيد. ترديدى نيست كه وجود راههاى عقلى بنابر ادعاى نائينى براى اثبات اصول مشروطه، اين ادعا
(١٢٠) نائينى، تنبيه الامّة و تنزيه الملّة، ص٣٦.