فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
آيات و روايات مذكوركه واژه شىء (با مفهوم بسيار گستردهاش) همراه با لفظ كُل (به شكلهاى مختلف: كلّ شىء / لكلّ شىء) يا به صورت نكره در سياق نفى (ما مِن شىء الاّ / ليس شىء الاّ) در آنها به كار رفته و در برخى روايات نيز از آن تعبير به كلّ ما يحتاجُ اليه شده است و به اصطلاحِ نحوى، افاده عُموم مىكند، گوياى اين مطلب است كه تمامىِ آنچه بشر در حيات خود براى هدايت به سوى كمال و سعادتِ جامعِ جاويد نياز دارد، در قرآن كريم و سنّت پيامبر(ص) گنجانده شده است». (١١٢)
پاسخ: نخست آنكه خود ايشان در پايان مقالهاش از اطلاق و عموم لفظ «شيء» در اين دسته از آيات و روايات دست برداشته و آنها را مختص به نظام تشريع و قانون گذارى كرده است. پس ايشان هم دين را در همه عرصهها اكثرى نمىداند و قطعاً اگر كسى بر خلاف نظر ايشان، دين را در ساير عرصهها از جمله «علوم طبيعى و فنّى»، اكثرى بداند همچون من به او اعتراض خواهد كرد كه «كمال دين، به هدف و رسالتى است كه عهدهدار آن است، نه به گسترش دادن آن به عرصههاى بيگانه با آن. پس دين مىتواند كامل و بىبديل باشد، بدون آنكه توسعهاى نابجا به آن داده شود».
دوم آنكه او مىگويد: «تمامىِ آنچه بشر در حيات خود براى هدايت به سوى كمال و سعادتِ جامعِ جاويد نياز دارد، در قرآن كريم و سنّت پيامبر(ص) گنجانده شده است». روشن است كه پذيرش اين ادعا معقول نيست و حتى با ادعاى خود ايشان كه دين را فقط در عرصه حقوق اكثرى مىداند در تعارض است؛ زيرا ما در زندگى مادى و معنوى خود نيازمند دانشهاى گوناگونى همچون پزشكى، فيزيك ، شيمى، معمارى، كشاورزى، روانشناسى، جامعهشناسى، حقوق و غيره هستيم. آيا اين علوم در زمره «آنچه بشر در حيات خود براى هدايت به سوى كمال و سعادتِ جامعِ جاويد نياز دارد» قرار مىگيرد؟
(١١٢) همان، ش٦٧-٦٦، ص٣١١.