فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥١ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
استدلال من مبتنى بر تعريفى بوده است كه آن را پيشفرض مقالات خود قرار دادم و پيوسته در سلسله مقالاتم تذكر دادهام كه بر اساس اين پيش فرض به كسى يا كسانى تعبد گرا يا عقل گرا گفتهام . در آغاز مقاله نخست به تفصيل به تنقيح و تبيين اين تعريف پرداختم و در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه «مىتوان در تعريف اين دو رويكرد گفت: مفسّر عقل گرا مىكوشد معانى تصورى و تصديقى درون دينى را به گونهاى بفهمد و تفسير كند كه تا حد ممكن قابل تحليل به واحدهاى دانش بشرى او باشد و در مقابل، مفسّر تعبّد گرا چنين تلاشى نمىكند و معانى مزبور را به آسانى رازگونه مىپذيرد و يا حتى مىكوشد بسيارى از مفاهيم تصورى و تصديقى دين را به واحدهاى دانش بشرى خود تحليل نكند و آنها را در قالب غيب و امور ماوراى دانش خود بپذيرد». (٥٢)
در مقاله سوم با بررسى كتاب «تنبيه الامه» مرحوم آيت اللّه نائينى به اين نتيجه رسيدم كه او بسيارى از دستاوردهاى دانش بشرى عصر خود در حوزه حقوق اساسى و دانش سياسى را كه نتيجه تلاشهاى علمى غربيان بوده است پذيرفته و كوشيده است متون دينى را بر پايه آنها بفهمد و تفسير كند و حتى ادعا كند كه غربيان برخى از اين دستاوردهاى ارزشمند را از اسلام گرفتهاند. بر اين اساس او در تعريف عقل گرايى قرار مىگيرد؛ هر چند آن دستاوردهاى علمى باطل باشد يا مرحوم نائينى آنها را به درستى نفهميده باشد. سپس نشان دادهام كه برداشتى كه آيت اللّه نائينى از برخى مفاهيم دانش سياسى در غرب داشته، مانند، «آزادى»، «مساوات» و «تفكيك قوا»، مطابق تعاريف آنها در غرب نيست.
در مقاله چهارم با بررسى آثار شيخ فضل اللّه به اين نتيجه رسيدم كه او هيچ يك يا بسيارى از آن دستاوردهاى علمى را نمىپذيرد و به همين سبب بر اساس تعريف ارائه شده در زمره تعبد گرايان جاى مىگيرد؛ اعم از اينكه حق با شيخ باشد
(٥٢) همان، ص١٦١.