فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٣ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
كسى كه به صراحت با فرمان پيامبر(ص) در زمان او مخالفت مىكند، مشكلى در فهم و تفسير دين يعنى كلام پيامبر ندارد، بلكه اتفاقاً او فهم درستى از كلام آن حضرت دارد، اما مشكل او اين است كه تصميم گرفته به آنچه پيامبر(ص) فرمان داده عمل نكند. پس مخالفتهاى صريح اصحاب با فرمان پيامبر(ص) در زمان حيات او، بيگانه از بحث ما كه مربوط به حوزه تفسير و فهم دين است، مىباشد.
اما اين ادعاى ايشان كه مخالفت عمر با متعه حج و متعه نساء به صراحت كلام او، مخالفت عملى با فرمان پيامبر(ص) است، نه دو نمونه براى عقل گرايى، وارد نيست؛ زيرا من كلام عمر را بنا بر يك تفسير خاص از آن، به عنوان شاهدى براى عقل گرايى ذكر كردم و آن تفسير اين بود كه «او نگاه تاريخى حدّاقلبه برخى از احكام دينى داشته و آنها را تخته بند زمان و مكان خود مىدانسته و اين حق را به خود مىداده كه براساس اجتهاد خويش كه مبتنى بر برخى مصلحت انديشىها بوده، اين احكام را تغيير دهد». سپس آوردهام : «اين جمله معروف او كه در بسيارى از منابع اهل سنّت آمده، شايد گوياى همين نكته باشد: متعتان كانتا على عهد رسول اللّه(ص) فأنهى عنهما و أعاقب عليهما: متعة النساء و متعة الحجّ». (٧٤)
پس اگر مقصود عمر اين باشد كه او مىخواهد در مقابل پيامبر(ص) نافرمانى كند، در اين صورت تغيير حكم توسط او نمىتواند شاهد عقل گرايى در تفسير دين باشد، اما اگر مقصود عمر از اين عبارت اين باشد كه حكمى كه پيامبر(ص) وضع كرده درست بوده، اما مربوط به عهد و زمان آن حضرت بوده و فقط براى همان زمان نيز تشريع شده است و در اين زمان بايد به دنبال حكمى متناسب با عصر خويش باشيم، در اين صورت اين كلام عمر، نمونهاى از رويكرد عقل گرايى در تفسير دين خواهد بود.
جواب آخرين تناقضى را هم كه آقاى ابوالحسنى در كلام من ديده، روشن
(٧٤) همان، ص١٨١.