فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٠ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
و بنابراين از پيشفرضها و اصول موضوعه اين دو علم بيرون نيست.» وى مىگويد:
آقاى امامى، اين ادعاى نائينى در تنبيه الامه را كه «اروپاييان، اصول تمدن و سياست را از اسلام گرفتهاند و بدون ارشاد كتاب و سنت نمىتوانستند به آن اصول دست يابند و از اين رو، آنان منصفانه اعتراف به «قصور عقل بشر از وصول به آن اصول» دارند «با رويّه نائينى در همان كتاب كه» در مقام اثبات اصول مشروطه درصدد ارائه دلايل عقلى برمىآيد، معارض مىبيند و مىنويسد: «ترديدى نيست كه وجود راههاى عقلى بنابر ادعاى نائينى براى اثبات اصول مشروطه، اين ادعا را كه آنان با انديشه قادر به دستيابى به اين اصول نبودهاند و ضرورتاً آن را از منبع وحى و اسلام گرفتهاند، مردود مىسازد» در حالى كه اين ايراد نيز بر نائينى وارد نمىنمايد؛ زيرا اولاً چنانكه گذشت، استدلالات عقلى نائينى در تنبيه الامه، جزئى انفكاك ناپذير از كلّ استدلالات فقهى اصولى او بوده و همه جا قرين بلكه عجين به استشهادات وى به كتاب و سنت معصومين و اصول اسلامى و اجماع فقها است. ثانياً نائينى، عقل بشرى را در دستيابى به اصول تمدن و سياسات اسلامى بدون پرتوگيرى و استمداد از وحى قاصر مىشمارد، نه در فرضِ استمداد از وحى؛ و فرض مسئله اين است كه نائينى بهرهمند از عقلى است كه در پرتو ارشادات كتاب الهى و سنّت معصومين عليهم السلام، پرورش يافته و غنى سازى شده است. (١٢٢)
پاسخ: مقصود من از «اصول عقلى» و «مبانى برون فقهى»، همان «عقل مستقل» است كه ايشان هم استفاده نائينى از آن را پذيرفته است. اين عقل فقط سهم مسلمانان نيست و غيرمسلمانان نيز از آن بهرهمند هستند و استفاده از آن متوقف بر دانستن فقه نيست و اگر اين عقل در فقه حجت است معنايش اين نيست كه چون اين عقل در فقه از جمله ادله اربعه شمرده شده پس حجت است و حجيتش را مرهون
(١٢٢) همان، ش٦٧ - ٦٦، ص٣٧٠.