فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٣ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
بيت(ع) و سنّت مأثور فرق نهاد. آنچه ما به آن دسترسى داريم، مجموعهاى از روايات است كه در گذر تاريخ به دست ما رسيده است و آنچه به جامعيت و گستردگى توصيف شده است، دانش گسترده و همه جانبه آنان است. (١١٥)
روشن است كه اثبات اين سه ادعا با هم ناممكن است و با بديهيات سازگار نيست. اينجانب براى اثبات اينكه دانش امروز ما از كتاب و سنتبه علت فرسايش در طول تاريخ با حقيقت پيام كتاب و سنت فاصله دارد، مقالهاى به نام «فقه حاضر و امام غايب»نوشتهام كه خوانندگان را به مطالعه آن ارجاع مىدهم. (١١٦)
به علاوه اين نكته در روايات كه اهل بيت(ع) «همه چيز» را به مسلمانان ابلاغ كردند، يعنى ادعاى دوم نيز بايد تفسيرى واقع بينانه و خردمندانه شود. نبايد از محدوديتهاى زمانى، فرهنگى و غيره در عصر ائمه(ع) غافل شويم كه به آنان فرصت بيان «همه چيز»را نمىداد يا آنها را در موارد فراوان به تقيه يا كتمان حقيقت وا مىداشت و يا شيعيان را از بهره مندى از آنان محروم مىساخت.
آقاى ابوالحسنى در قسمتى ديگر از مقاله خود اين اشتباه را تكرار كرده است. او مىگويد:
آقاى امامى، خود به چند مورد از روايات مذكور (سخن امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام) اشاره مىكند، اما آنها را (به قول خود) ناظر به «فقه حقيقى» شمرده و ميان فقه حقيقى با فقه موجود (و به قول ايشان: فقه تاريخى) فاصله زيادى قائل مىشود. در حالى كه در روايت اول، امام صادق عليهالسلام نمىگويد اين علوم تنها در سينه ما بوده و منحصراً ما از آنها آگاهى داريم، بلكه خاطر نشان مىسازد كه تمامىِ احكامِ مورد نياز مردم، از سوى خدا و رسول براى مردم تبيين شده و اگر جز اين بود،
(١١٥) همان، ش٥٧، ص١٦٢.
(١١٦) همان، ش٣٨، ص٨١.