فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٤ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
خداوند به آياتى چون «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى» با مردم احتجاج نمىكرد. (١١٧)
ملاحظه مىكنيد كه ايشان دوباره از مرحله سوم غافل شده و گمان كرده كه اگر ائمه (ع) همه احكام را بيان كرده باشند، فقه موجود همان فقه حقيقى خواهد بود. در صورتى كه بايد يك ادعاى ديگر را هم ثابت كند و آن اين است كه همه آنچه را كه ائمه(ع) ١٤٠٠ سال پيش بيان كردند، امروز بدون نقصان و كاستى در اختيار ماست.
١٢. ايشان مىگويد:
تلقى مسلمانان صدر اسلام نيز، دين اكثرى بوده است، طبق آنچه كه از جاى جاىِ قرآن برداشت مىشود، مسلمانان مستمراً از پيامبر اكرم(ص) راجع به موضوعات مختلف شخصى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى و غيره سؤال مىكردند و حضرت ... آن سؤالها را (به مدد وحى) يكان يكان پاسخ مىگفته است ... پس از پيامبر نيز مىبينيم كه شيعيان، با هر موضوعى (كه به نحوى، در ربط با وظيفه شرعى قرار دارد) روبه رو مىشوند، حكم آن را از ائمه معصومين(عليهم السلام) سؤال مىكنند و آن بزرگواران نيز از پاسخ به سؤالات شرعى افراد طفره نمىروند. اين سابقه كاملاً نشان مىدهد كه تلقى مسلمانان در عصر بعثت و امامت، همواره دين اكثرى بوده و قرآن و حضرات معصومين(ع) نيز بر اين تلقى، صحه گذاردهاند. (١١٨)
پاسخ: بايد ميان دانش پيامبر(ص) و اهل بيت معصومين(ع) با قلمرو دين كه موضوع بحث ماست فرق نهاد. هر آنچه آن بزرگواران مىدانستند ضرورتاً جزو دين نيست. آنان به مدد دانش غيبى خود از زندگى«شخصى و خانوادگى» افراد، وقايع تاريخى گذشته و حوادث آينده با خبر بودند. آيا زندگى «شخصى و
(١١٧) همان، ش٦٧ - ٦٦، ص٣٢٧.
(١١٨) همان، ص٣١٧