فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٦ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمىتواند اين حق الهى را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهى خاص قرار دهد و ملت، اين حق خداداد را از طرفى كه در اصول بعد مىآيد اعمال مىكند.
امام خمينى نيز در موارد متعدد به مبناى حق تعيين سرنوشت براى مراجعه به آراى عمومى تصريح كرده است. ايشان در سخنرانىها و مصاحبههاى خود قبل از پيروزى انقلاب براى عدم مشروعيت سياسى حكومت سلطنتى بر مردم، اين چنين استدلال مىكند كه هر ملتى بايد خودش براى خودش تصميم بگيرد و گذشتگان يك ملت نمىتوانند براى آيندگان تصميم بگيرند و فرزندان كسى را بر آنها حاكم كنند. امام خمينى مىپذيرد كه تصميم غلط گذشتگان در مورد پذيرش حكومت پادشاهى براى خودشان نافذ بوده و كسى حق ندارد آن را نقض كند، اما گذشتگان نمىتوانند در مورد آيندگان هم تصميم بگيرند و فرزندان آن پادشاه را بر آيندگان حاكم كنند. ايشان مىگويد:
شما فرض كنيد كه يك مجلس مؤسسان ملى - صد در صد ملى - تأسيس بشود و اين يك كسى را با اعقابش به حكومت بنشانند، خودش و سلسله بعد؛ ما به اين مجلس مؤسسان كه از جانب ملت است و به اين ملت، مىگوييم بسيار خوب شما زمانى كه خودتان تشريف داشتيد حق داشتيد كه سرنوشت خودتان به دست خودتان باشد، سرنوشت مايى كه دويست سال بعد از شما به اين دنيا مى آمدهايم به چه مناسبت شما تعيين كرديد. آقاى پدر بزرگ؟! شما با چه قانون، با چه حق، سرنوشت ماهايى كه در اين زمان هستيم تعيين مىكنيد؟ ... حقوق بشر اين است كه سرنوشت هر آدمى به دست خودش باشد، هر ملتى سرنوشتش به دست خودش باشد، اين صحيح؛ ملت ايران حالا سرنوشتش بايد به دست خودش باشد؛ الآن اگر