فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
محسوب نگرديده و نمودى از جريان عقل گرايى قلمداد مىشود و حتى مخالفت پيشواى معصوم امت اسلام و خليفه بر حق پيامبر (صادق آل محمد) نيز با اين رويكرد ... نمىتواند مخالفت اصحاب قياس با نصوص مسلم نبوى(ص) را از دايره عنوان فريبنده عقل گرايى خارج سازد؟
آن گاه از جانب من عذر مىآورد كه چون مخالفت اصحاب قياس با صريح كلام پيامبر با توسل به برخى توجيهات و استدلالها بوده، پس نمودى از جريان عقل گرايى است. سپس به اين عذر خودساخته پاسخ مىدهد كه «آقاى امامى تصريح دارند كه مخالفت صريح برخى از اصحاب با دستورهاى پيامبر(ص) در زمان حيات ايشان نيز به بهانه برخى استدلالها و مصلحتانديشىها صورت مىگرفته است». (٧٢)
پاسخ: در آغاز مقاله نخست به تنقيح موضوع بحث پرداخته و تبيين كردهام كه:
تعبد و تعقل در سه قلمرو، شايسته طرح است. نخست در اصل پذيرش دين ... حوزه دوم، گستره عمل و پاىبندى به دين بعد از پذيرش، باور و ايمان است ... حوزه سوم كه از منظرى ميان دو قلمرو پيشين جاى مىگيرد محدوده درك و فهم آموزههاى درون دينى است كه متون دينى پيام آور آنهايند. به عبارت ديگر، ما در مرحله اوّل ، به دين، ايمان و باور پيدا مىكنيم و در مرحله دوم، پيام دين را در مىيابيم و در مرحله سوم پاى بند يافتههاى خود مىشويم. مقصود از تعبد و تعقل در نوشتار حاضر، ظهور اين دو رويكرد در همين قلمرو يعنى فهم و تفسير دين است. (٧٣)
عبارت مورد ايراد آقاى ابوالحسنى در راستاى همين مبناى روشن است؛ زيرا
(٧٢) همان، ش٦٣ و ٦٤، ص٣٦٧.
(٧٣) همان، ش٤٦، ص١٥٨.