فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠١ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
فقه است و استفاده ازآن يك روش صرفاً فقهى است.
آقاى ابوالحسنى گمان كرده كه چون عقل مستقل در فقه حجت است، پس استدلال با ادله عقلى، استدلال فقهى است؛ از اين رو نائينى فقط در چارچوب فقه سخن گفته است، هر چند استدلال او عقلى باشد. نتيجه اين سخن آن است كه همه عقلاى دنيا، فقيه باشند! پس مقصود من اين بوده كه نائينى مبانى استدلالهاى خود را بر پايه عقل مستقل نهاده، نه ادله نقلى محض كه پذيرش آنها متوقف بر پذيرش اسلام و حجيت ادله نقلى است.
«عقل مستقل» كه آقاى ابوالحسنى استدلال نائينى به آن را پذيرفته است، وجه مشترك همه انسانهاست و اگر نائينى در اثبات مدعايى به اين عقل استدلال كرد، نمىتواند پس از آن ادعا كند كه ديگران جز در پرتو كتاب و سنت نمىتوانستند به آن مدعا دست يابند.
به علاوه بنده ادعا نكردهام كه نائينى هيچ استدلالى به كتاب و سنت در كتاب خود نياورده است، تا ايشان با ذكر موارد استدلال نائينى به كتاب و سنت گمان كند سخن من را رد كرده است؛ بلكه ادعا كردهام كه نائينى«مبانى» ادعاى خود را با استدلال عقلى اثبات كرده است، هر چند همين مبانى را با ادله نقلى تقويت نموده و در سرشاخههاى مباحث علمى خود نيز فراوان از دلايل نقلى استفاده كرده است.
به همين مقدار در پاسخ به بحث طولانى آقاى ابوالحسنى دراين باره بسنده مىكنم و خوانندگان را به مطالعه كتاب «تنبيه الامه» ارجاع مىدهم. با توجه به اين نكته پاسخ برخى ايرادات جزيى ديگر ايشان در اين بخش آشكار مىشود كه انطباق آن را بر عهده خوانندگان مىگذارم.
در پايان از خداوند متعال براى ايشان طلب رحمت و مغفرت مىكنم و آرزومندم در سراى آخرت بهرهمند از الطاف الهى بوده و در كنار اولياى معصومين(ع) جاى داشته باشد.