فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤١ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
«عجين با محدوديتها و نقصها بوده و نيز در معرض آسيبها و صدمات گوناگون قرار دارد» و «نقص آگاهى و علم انسانها به واقعيات گسترده و پيچيده هستى و نيز نفوذ و سيطره اهواء و اغراض نفسانى بر ذهن و دل آنان» را دو آفت مهم عقل مىداند.
پاسخ: محور اصلى اشكالات آقاى ابوالحسنى طى اين هشتاد صفحه در مقاله نخست ايشان، يك مسئله لفظى محض است.
در مقاله نخست كوشيدهام تعبد گرايى و تعقل گرايى را تعريف كنم. سپس حوزه نزاع ميان آنها را آشكار سازم. آن گاه گزارشى تاريخى از سير جدال ميان اين دو در تاريخ معارف اسلامى ارائه دهم. نادرست بودن تعبد گرايى در حوزه پذيرش دين و نادرست بودن تعقل گرايى در حوزه پايبندى به دين را بنا بر تعريفى كه ارائه كردهام روشن دانسته و از اين رو به اين دو حوزه نپرداختهام، (٣٢) اما رجحان مطلق يكى از اين دو گرايش را بر ديگرى در حوزه فهم و تفسير دين مردود دانسته و داورى در باره اين دو رويكرد را در اين حوزه، نيازمند كاوش علمى ديدهام.
شيوه و موضع من در بررسى اين موضوع، جايگاه «يك پرسشگر بى طرف» (٣٣) است. سعى كردهام از آغاز در ذهن مخاطب ايجاد پرسش كنم و در كنار او گام به گام به بررسى بىطرفانه ديدگاهها بپردازم و در پايان، همراه با مخاطب به نتيجه برسم. به هيچ وجه در اين مقاله ادعا نكردهام كه به يك قضاوت روشن و نظريه جامع درباره دو رويكرد عقل گرايى و تعبد گرايى رسيدهام ، بلكه واقع بينانه و متواضعانه گفتهام : «در سلسله نوشتار حاضر سعى شده درباره گوشهاى از اين بحث گسترده و بنيادى كاوش شود و زاويهاى از آن در حد توان روشن گردد. از اين رو، محصول علمى مقاله پيش روى نه تنها ما را از پژوهش درباره اين زاويه و
(٣٢) همان، ش٤٦، ص١٥٨.
(٣٣) همان، ص١٦٠.