فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
درجه پرده از آن برداشتند و بناى انتخاب وكلا و مبعوثين و اعتماد بر اكثريت آرا گذاردند». پس «انتخاب وكلا و مبعوثين و اعتماد بر اكثريت آرا» همان «كلمات موهمه» هستند. اما شيخ در اينجا «اغماض» مىكند؛ يعنى در عين اينكه مخالف اين كلمات موهمه است و يا در مورد معنا و حقانيت آنها شك دارد، اما بناى مخالفت نمىگذارد. ولى بعد از آنكه «بناى نظامنامه و قانون نويسى» مطرح شد، شيخ اعتراض به اين «كلمات موهمه»، يعنى «انتخاب وكلا»، «اعتماد بر اكثريت آرا» و «قانون» را شروع مىكند. آنگاه به برخى مىگويد: «اين دستگاه چه معنا دارد؟ چنين مىنمايد كه جعل بدعتى و احداث ضلالتى مىخواهند بكنند». اين عبارت به روشنى گوياى اين است كه شيخ از مطرح شدن «انتخاب وكلا»، «اعتماد بر اكثريت آرا» و «قانون» كه آنها را «كلمات موهمه» مىداند وحشت زده شده است و اگر مخالف صريح آنها نباشد، حداقل بيم اين را دارد «كه جعل بدعتى و احداث ضلالتى» شود. در همين فضاى خوف از كلمات موهمه به صراحت مىگويد: «اعتبار به اكثريت آرا به مذهب اماميه غلط است».
آنگاه بناى مخالفت با «قانون نويسى» را مىگذارد و تصريح مىكند كه ورود او در نگارش قانون اساسى و نيز پيشنهاد اصل دوم متمم آن، كه شاهد آقاى ابوالحسنى بر موافقت شيخ با اساس قانون نويسى و اعتبار رأى اكثريت است، «مماشاتاً» بوده است.
خواننده محترم خوب دقت كند كه چگونه شيخ فضل اللّه نورى از آغاز نهضت نگاه منفى به «انتخاب وكلا»، «اعتماد بر اكثريت آرا» و «قانون» داشته و آنها را «كلمات موهمه» مىدانسته، اما به اجبار و به اقتضاى شرايط جامعه، «اغماض» و «مماشات» مىكرده است.
پس اگر در شرايطى خاص و بحرانى مانند دوره تحصن شيخ در حرم حضرت عبدالعظيم، سخنانى از او در تأييد اين امور ديده مىشود، حاصل همان «اغماض» و