فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٦ - پاسخى به نقدهاى مرحوم على ابوالحسنى (منذر) مسعود امامى
بلكه با نوع سكولار و غربى آنها مخالف بود و اعتقاد داشت اين امور ذاتاً باطل نيستند، پس اگر در چارچوب اسلام قرار گيرند، مطلوب و قابل دفاع مىباشند.
بنده نيز اعتراف مىكنم كه در سخنان شيخ درباره برخى از اين مسائل گاهى تهافت و تناقض ديده مىشود، اين نكته را به دفعات در مقاله خود گوشزد كردهام . اما وجهى را كه آقاى ابوالحسنى براى حلّ اين تعارض بيان كرده است، نمىپسندم؛ زيرا سخنان شيخ در مخالفت با اين امور، صريح، شفاف و غالباً در مقام نظريه پردازى در رساله علمىاش بوده است. چنان كه عبارات شيخ در باره قانون و رأى اكثريت در رساله حرمت مشروطه كه به نظر آقاى ابوالحسنى تنها رساله علمى ايشان درباره مشروطه است گوياى اين نكته است. در حالى كه دسته ديگر سخنان شيخ هيچ كدام در مقام نظريه پردازى علمى نيست و هيچ گاه شيخ در چارچوب يك بحث علمى به دفاع از جايگاه قانون، مجلس و رأى اكثريت نپرداخته است. در اين دسته، شفافيت و صراحت دسته قبل ديده نمىشود. اين دسته سخنان را بايد در سخنرانىها و گفتگو با شخصيتها و نيز لوايح و اعلاميههاى سياسى شيخ و همفكرانش يافت. بيشتر لوايح منسوب به شيخ نيز مربوط به دوره تحصن شيخ و ياران و همفكرانش در جوار حرم حضرت عبد العظيم است. اين دسته اعلاميههاى سياسى نيز غالباً به امضاى شخص شيخ نبود. اين لوايح، يا تحرير سخنرانىهاى بعضى از متحصنان در ايام تحصن بود و يا به قلم افرادى غير از شيخ نگاشته شده بود و در اين ميان عمده كسى كه مبادرت به نوشتن اوراق روزنامه (لوايح) داشت، شمس العلماء عبد ربه بود كه يكى از نگارندگان مهم كتاب نامه دانشوران بود. (٧٨)
آقاى ابوالحسنى اهل تتبع بود و تسلط خوبى بر آثار مربوط به شيخ فضل اللّه داشت و انگيزه بسيار نيز در دفاع از شيخ در او ديده مىشد؛ در عين حال با كوشش
(٧٨) كاتوزيان تهرانى، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ص٧٤٤.