فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨٣ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
سر عقلگرايى، بل بر سر وجود دليل بر حجيت خبرِ واحدِ (ظنّآورِ) ثقه است.
نويسنده، چنانكه ديديم، با ايجاد تقابل ميان نصگرايى (به معنى اعتماد بر ظواهر نصوص شرعى) و عقلگرايى، ابنادريس را كه منكر حجيّت خبر واحد ثقه است عقلگرا، و شيخ طوسى را كه قائل به حجيّتِ آن است نصگرا مىشمارد. اينكه ملاكِ دورى و نزديكى به عقلگرايى را انكار يا قبول حجيت خبر ثقه بگيريم، و شخصيتى خردگرا چون شيخ طوسى و صدها فقيه اصولى پس از وى را به دليل اعتقاد به حجيت خبر ثقه، دور از عقلگرايى به شمار آوريم، پيش از هر چيز نشان از فقدان توجه به مبناى (كاملاً عقلانى و استدلالىِ) نظريه شيخ طوسى درباب حجيت خبر ثقه دارد، و اين خود، حاكى از نوعى سطحىنگرى در تحليل مسائل است كه بحث درباره آن، موضوع گفتار بعدى ما را مىسازد.
٤ـ٣. فقدان عمق در تحليل مسائل
يكى از مشكلات مهم در بحث آقاى امامى، طرح آرا و رويكردها و داورى درباره آنها بدون ملاحظه مبانى و اصول موضوعه (علمى و عقلانى) آن آرا و رويكردها است؛ شيوه و رويّهاى كه لامحاله، به ظاهربينى و سطحىنگرى در تحليل و ارزيابىِ آرا و رويكردها و صاحبان آنها، مىانجامد. اين مشكل در آن بخش از مقاله آقاى امامى نمود بيشترى دارد كه ايشان به بررسى و ارزيابى ديدگاههاى فقهاى شيعه پرداخته و برخى از آنان را عقلگرا شمرده و از جناح مقابل عقلگرا با تعابيرى چون تعبدگرا و نصگرا ياد مىكند.
توضيح مطلب، در قالب ارائه نمونههايى از اين امر: