فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٠٢ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
كوركورانه) تكنولوژى غرب و ماشينيسمِ مهارناپذيرِ آن، مستلزم تن دادن به يك سلسله لوازم و مقتضيات فكرى ـ فرهنگى ـ اجتماعى ـ سياسى ـ اقتصادى ـ نظامىِ ويژه است كه با مقتضيات و لوازم مشابه يا متناظرِ آن در فرهنگ و تمدن مطلوب دينى، چندان سازگارى ندارد. بنابراين بايد در اخذ و اقتباس از وجوه تكنولوژيك تمدن غرب نيز هوشمندانه و با احتياط كافى عمل كرد.
حال، بايد پرسيد از اين دو «رويكرد» ـ كه از دو «شناخت» متفاوت سرچشمه مىگيرد ـ كدام يك عقلگراتر، و با اخذ دستاوردها و تجارب عقلى و علمى (مثبت) بشر، سازگارتر است؟ رويكردى كه بر پايه شناختى سطحى از غرب، حكم به اخذ و اقتباس (بىرويّه) از آن مىكند و نام اين كار را نيز استفاده از دستاوردهاى عقلى و علمى بشر مىگذارد؟ يا رويكردى كه «مصالح و منافع حقيقىِ» انسان را اصل گرفته و تحقق اين مصالح را منطقاً در پايبندى به اصول و موازين «معقولِ» دين مىانگارد و بر پايه شناخت تطبيقى و عميق از ماهيت و مقتضيات «اسلام» و «غرب»، و درك تفاوتهاى بنيادين ميان مبادى و غايات مطلوب اين دو، عالمانه و مدبّرانه مىكوشد علل و اسباب واقعى سعادت بشر را (هر كجا و هرگونه كه هست ـ هرچند در بخشهايى از فرهنگ و تمدن غرب) تحصيل كند و از موانع سعادت (هرچه و در پوشش هر قالب فريبنده كه هست ـ هرچند تحت عناوين چشم پركن مدرنيته غربى) پرهيز نمايد؟
پيدا است كه اگر قرار باشد «ظاهر بينانه»، و از سر احساسات، به موضوع نگاه شده و برخوردى «سطحى و كليشهاى» با آن انجام گيرد، بايستى رويكرد نخستين را مصداق عقلگرايى و استفاده از دستاوردهاى علمى بشر قلمداد كنيم، اما آيا فرهيختگانِ «ژرفبين» نيز در اين باره اين گونه داورى مىكنند؟ مطمئناً خير.
بحث و داورى درباره ديدگاههاى شيخ فضل اللّه نورى و ميرزاى نائينى ـ اعلى اللّه مقامهما ـ نسبت به غرب و مشروطه وارداتى نيز از آنچه گفتيم مستثنا نيست.