فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٤ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
ديگر، اين حديث در مقام بيان اين نيست كه در چه مواردى مىتوان سخن توريهاى گفت و اطلاقى نسبت به اين جهت ندارد، بلكه فقط از آن فهميده مىشود كه ائمه و انبيا در برخى موارد از توريه استفاده مىكردهاند.
ثانياً: در قصه ابراهيم(ع) كه در حديث به آن اشاره شده، بسيار روشن است كه مراد حضرت، بيدار كردن مردم بوده است؛ زيرا هيچ كس احتمال نمىداد كه منظور ايشان بت بزرگ باشد.
در مورد قصه يوسف(ع) نيز، اين تنها روايتى است كه داراى سند معتبر است و جمله «إنّكم لسارقون» را به جناب يوسف(ع) نسبت داده است، لكن اين مطلب با تعبير ظاهر قرآن سازگار نيست كه آن را به فرد ندا دهنده نسبت داده است. علاوه بر اين با توريه كردن انبيا كه آن را داراى اشكال عقلى دانستيم نيز ناسازگار است، مگر آنكه از روى ضرورت باشد.
از مجموع ادله استفاده مىشود كه توريه با الفاظى كه ظهور در خلاف واقع دارند، جايز نيست، اما دو پهلو سخن گفتن مانعى ندارد و هيچ كدام از سه دليلى كه بر حرمت توريه اقامه شد، شامل توريه به معناى دوم نيست؛ بنابراين، تفصيل موجه است. اين رأى از سخن صاحب جواهر در كتاب الطلاق هم، استفاده مىشود. (٧٦)
٤- وجوب توريه هنگام اضطرار به دروغگويى
آيا در مقام اضطرار و در صورت امكان توريه واجب است يا اينكه اضطرار فقط حرمت دروغ را بر مىدارد و توريه وجوبى ندارد و استفاده از توريه در صورت امكان، بهتر است؟
بر اساس نظر ما كه توريه قسم اول را دروغ عرفى دانستيم، روشن است كه اين
(٧٦) جواهر الكلام، محمد حسن نجفى، ج٣٢، ص٢٠٩ .