فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤٨ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
جامع و ژرف و كلان نگر حقايق اسلامى رسيدهاند. (١٠٠) از همين روست كه دريافتهاى اصحاب رأى و قياس، شديداً از سوى ائمه طاهرين عليهم السلام طرد شده و متقابلاً اجتهاد و فقاهت عالمان شيعه مورد تأييد واقع شده است. فىالمثل، در مورد فقهاى شيعه، در لسان حضرت ولى عصر (عج) مىخوانيم: فأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة احاديثنا فانّهم حجتى عليكم و أنا حجة اللّه. اما در مورد اصحاب رأى و قياس در كلام امام باقر عليه السلام خطاب به جابر جُعفى چنين آمده است: يا جابر، و اللّه لو كنّا نحدّث الناس او حدّثناهم برأينا لكُنّا من الهالكين و لكنّا نحدّثهم بآثار عندنا من رسول الله(ص) يتوارثها كابرٌ عن كابر نكنزها كما يكنز هولاء ذهبهم و فضتهم. (١٠١) چنانكه امام صادق عليه السلام نيز مىفرمايد: انّا لو كنّا نفتى الناس برأينا و هوانا لَكُنّا من الهالكين و لكنّها آثارٌ من رسول اللّه، اصل نتوارثها كابرٌ عن كابر نكنزها كما يكنز الناس ذهبهم و فضّتهم. (١٠٢)
(١٠٠) در اصول فقه، بحثى هست كه به نحوى، در ربط با همين موضوع كنونى ما قرار داشته و مىتواند از متفرعات آن محسوب شود. آن بحث اين است كه: آيا مىتوان به عُمومات آيات و احاديث، قبل از فحص و يأس از مخصِّص، عمل كرد يا خير؟ گفته مىشود: خير، زيرا كمتر عامّى است كه تخصيص نخورده و تبصره و استثنايى در پى نداشته باشد (ما مِن عامٍّ الاّ و قد خُصّ) و چه بسا حُكمى در لسان رسول گرامى اسلام «ص» به صورت عام و كلّى بيان شده اما ائمه عليهم السلام براى آن، استثناها و مخصّصاتى بر شمردهاند (به اصطلاح: رُبَّ عامٌّ نبوى «ص» و خاصٍّ عسكرى «ع»). لهذا اخذ به عمومات، زمانى صحيح است كه در قرآن و احاديث (و احكام عقل)، براى يافتن تخصيصات و استثناهاىِ احتمالىِ آن عمومات، دست به جستجويى گسترده زده و از يافتن استثنا و «مخصِّص» براى آنها، مأيوس شده باشيم. آنگاه است كه بعد اليأس من الفحص، مىتوانيم اخذ به آن عام كرده و به استناد وى، مطلبى را ـ به نحو كلّى و به صورت قانونى عام ـ به خدا و رسول (ص) نسبت دهيم.
(١٠١) بصائر الدرجات، ص ٢٩٩ و ٣٠٠.
(١٠٢) بصائر الدرجات، ص ٢٩٩. همچنين مىفرمايد: لولا انّ اللّه فرض طاعتنا و ولايتنا و امر مودّتنا ما اوقفناكم على ابوابنا و لا ادخلناكم بيوتنا انّا واللّه ما نقول بأهوائنا و لانقول برأينا و لا نقول الاّ ما قال ربّنا، اصول عندنا نكنزها كما يكنز هؤلاء ذهبهم و فضتهّم (همان: ص٣٠٠ـ٣٠١).