فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥١ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
«ظهرت فيكم حسيكة النفاق و سمل جلباب الدين... و اطلع الشيطان رأسه من مغرزه هاتفاً بكم فالقاكم لدعوته مستجيبين... زعمتم خوف الفتنة! الا فى الفتنة سقطوا... بئس للظالمين بدلاً... ثمّ لم تلبثوا الا رَيثَ ان تسكن نفرتها و يسلس قيادها، ثم اخذتم تورون وقدتها و تهيّجون جمرتها و تستجيبون لهتاف الشيطان الغوىّ و اطفاء انوار الدين الجلى و اهمال سنن النبىّ الصّفىّ... و نصبر منكم على مثل حزّ المُدى و وخز السنان فى الحشا...». (١٠٨)
زمامداران جامعه اسلامى پس از پيامبر (ص)، البته، از هوش و دهاء كمى برخوردار نبودند و بعضاً همچون معاويه از نبوغ بالايى هم بهره داشتند. آنان براى پيشرفت اهداف خود دهها تدبير زده و در توجيه اقداماتشان صدها نغمه مىسرودند، اما از نگاه ائمه اهلبيت عليهم السلام اين كارها، عقلگرايى نبود، شيطنت و عقل نمايى بود. به گزارش زندهياد كلينى در كافى شريف: امام صادق (ع) در پاسخِ اين سؤال كه: عقل چيست؟ فرمودند: «العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان؛ عقل آن است كه به وسيله آن، خداوند رحمان پرستيده مىشود و انسان به بهشت مىرسد. راوى پرسيد: پس آن هوشمندى كه در معاويه وجود داشت چه بود؟ پاسخ دادند: «قلت: فالذى كان فى معاوية؟ فقال: تلك النُكراء، تلك الشيطنة و هى شبيهة بالعقل و ليست بالعقل؛ آن، نُكرى و شيطنت و عقل نما بود، نه عقل . (١٠٩)
خلفاى نخستين مجبور بودند در برابر چشمان متعجب و معترض مسلمين كه روش و منش پيامبر اكرم(ص) را ديده و اعمال خلفا را با آن مىسنجيدند بر
(١٠٨) براى متن و ترجمه عبارات فوق ر. ك: اسرار فدك، محمد باقر انصارى و سيد حسين رجايى، انتشارات دليل ما، چاپ سوم، قم ١٣٨٣، صص ١٨٦ـ١٩٠ و بعد؛ زهرا عليها سلام اللّه برترين بانوى جهان، ناصر مكارم شيرازى، انتشارات سرور، چاپ چهارم، قم ١٣٧٩، صص ١٨١ـ١٨٩.
(١٠٩) الاصول من الكافى، ١/١١، حديث ٣.