فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٩ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
تبيين كنند، پاسخ اين است كه ملاك اتصاف، موافقت و مخالفت مراد گوينده با واقع است؛ چرا كه اصلاً معناى خبر و مقصود از خبر همين است كه گوينده از مراد خود به صورت صدق يا كذب خبر دهد. اما ظاهر خبرى كه مراد گوينده نيست، نقشى در اتصاف به صدق و كذب ندارد. اگر منظور ايشان اين است كه فردى كه خبر را به صدق و كذب متصف مىكند، براساس فهم خود اين كار را انجام مىدهد ـ نه براساس مراد گوينده ـ اين مطلب تنها در صورتى صحيح است كه آن فرد از اينكه گوينده مقصودى غير از ظاهر كلام دارد، بىخبر باشد. بله، در اين صورت او تنها بر اساس فهم خود عمل مىكند. اما بايد توجه كرد كه آن فرد بر اساس اينكهگمان مىكند فهم او مطابق با مراد و مقصود گوينده است، به توصيف سخن او اقدام كرده است، بنابراين مطلب به مراد متكلم باز مىگردد كه آيا مطابق با واقع است يا خير؟ البته، راه رسيدن به مراد متكلم، اعتقاد و برداشت مخاطب است.» (٤٨)
شيخ انصارى درصدد بيان آن است كه منظور محقق قمى يا صدق و كذب در واقع است يا صدق و كذب در ظاهر، و در هر دو مورد، ملاك اتصاف، مطابقت و مخالفت مراد متكلم با واقع است. البته، در مقام اثبات و ظاهر هر كسى بر فهم خود اعتماد مىكند و با اين اعتقاد كه آنچه فهميده مراد متكلم است به داورى مىنشيند. اما در اين جا نيز بايد بين ملاك اتصاف و راه متصفكردن تفاوت قائل شد؛ ملاك همان است كه گفته شد، اما راه رسيدن به آن، فهم مخاطب است .
ابتدائاً ملاحظه مىشود كه ايراد شيخ بر مرحوم ميرزاى قمى ايراد مبنايى است؛ زيرا ميرزاى قمى معتقد است كه ملاك، برداشت مخاطب است، اما شيخ معتقد است كه مراد گوينده، ملاك است و اگر برداشت مخاطب ارزشى دارد، به سبب آن است كه به مراد متكلم رسيده است. اما با دقت بيشتر معلوم مىشود كه
(٤٨) كتاب المكاسب، ج٢، ص١٨.