فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٦٣ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
است. (١٣٠) چنانكه محقق حلى كتاب «المعتبر فى شرح المختصر»، خواجه نصير كتاب «ثمره بطلميوسى»، و عماد الدين طبرى كتاب «كامل بهائى» را به نام خواجه بهاء الدين محمد جوينى (فرزند شمس الدين صاحبديوان) نگاشتهاند كه از سوى اباقاخان (جانشين هلاكو) حاكم دانشور و باكفايت اصفهان و عراق عجم بود. قاضى نظام الدين اصفهانى در برخى از اشعارش راجع به مدح خاندان پيامبر (ص)، ذكرى از بهاءالدين محمد به ميان آورده و با وجود او، دَور ناصبيان و دشمنان شيعه و اهل بيت (ع) را پايان يافته قلمداد مىكند. (١٣١) به همين نمط بايد از نزديكى و تعامل فكرى و فرهنگى ميان خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى (وزير فاضل و خَدومِ ارغون و الجايتو) با علامه حلى ياد كرد كه اسناد آن در تواريخ آمده است. (١٣٢)
مىبينيم زمانى كه خلافت عباسى تضعيف شده و فرو مىپاشد، چگونه در غياب اين كانون چند قرنه توطئه بر ضد تشيع، زمينههاى تقريب، تفاهم و تعامل فكرى و سياسى ميان شخصيتهاى اهل سنت و شيعه به نحوى كاملاً چشمگير فراهم مىگردد و آثار و نتايج مبارك اين رويداد خجسته ـ به صورت روشن شدن
(١٣٠) ر. ك: همان: صص ٤٢ـ٤٣. خواجه صدرالدين على (فرزند خواجه نصير طوسى) نيز دو بيت زير را در مرگ خواجه علاء الدين عطا ملك جوينى سروده كه نشان از دوستى و ارتباط وى با عطا ملك دارد: آصف عهد، علاء حق و دين، زبده كَون / كرد بدرود جهان را چو سرآمدْش زمان / در شب شنبه چهارم ز مه ذىالحجه سال بر ششصد و هشتاد و يكى در اران (همان: ص ٧٨).
(١٣١) همان: ص ٦٧ . در باره روابط بهاء الدين محمد با شيعيان و حمايت وى از آنان، همچنين ر. ك: تاريخ ايران اسلامى، دفتر سوم: از يورش مغولان تا زوال تركمانان، همان، ص ٨٥ .
(١٣٢) ر. ك: اعيان الشيعة، سيد محسن امين، تحقيق و اخراج: سيد حسن امين، مطبعه انصاف٧ بيروت، ٤٢/٢٨٤؛ تاريخ نايين (مدينة العرفاء) و كتاب فرهنگ تاريخ نايين، سيد عبدالحجة بلاغى، تهران ١٣٦٩ق، ص ٢١ و ١٣٦ـ١٣٧.