فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧ - ولى امر و مالكيت اموال عمومى (٢) - مالكيت انفال آيت الله محمد مؤمن قمى
كه اهالى آن هلاك شده باشند و هر سرزمينى كه با لشكر كشى تصرف نشده باشد، بلكه ساكنان آن از طريق مصالحه و بدون جنگ آن را به مسلمانان واگذار كردهاند.
دلالت حديث واضح است.
٣ ـ مضمره سماعة بن مهران:
سألته عن الأنفال، فقال: كل أرض خربة أو شيء يكون للملوك فهو خالص للامام، وليس للناس فيها سهم؛ (٢٤)
از امام در مورد انفال پرسيدم، فرمود: سرزمين ويران يا آنچه براى پادشاهان بوده، مخصوص امام است و مردم در آن سهمى ندارند.
مضمره بودن اين روايت ضررى به اعتبار روايت نمىرساند؛ زيرا شخصى مثل سماعه از غير امام سؤال نمىكند؛ به خصوص كه تخصيص انفال به امام، مناسبتى با مذهب عامه ندارد. در هر صورت اين حديث در زمره قوىترين احاديث در دلالت بر ملكيت امام نسبت به انفال است. جمله «ليس للناس فيها سهم» به لحاظ نفى هر گونه حقى براى غير امام تأكيدى بر ملكيت انحصارى امام (ع) است.
٤ ـ حارث بن مغيره نصرى از امام باقر(ع) نقل كرده است:
دخلت على أبي جعفر(ع) فجلست عنده، فإذا نجية قد استأذن عليه... فقال: يا نجية سلني، فلا تسألني عن شيء إلاّ أخبرتك به، قال: جعلت فداك ما تقول في فلان و فلان؟ قال: يا نجيّة ان لنا الخمس في كتاب اللّه ولنا الأنفال و لنا صفو المال و هما واللّه أوّل من ظلمنا حقّنا في كتاب اللّه... الحديث؛ (٢٥)
به خدمت امام باقر(ع) رسيدم، نجيه [يكى از اصحاب امام(ع)] اجازه گرفت و وارد شد... امام فرمود: اى نجيه، هر چه مىخواهى بپرس از هر
(٢٤) همان، ص ٣٦٧،ح٨.
(٢٥) وسائل الشيعه، باب ٤ از ابواب انفال، ج٦، ص٣٨٣، ح١٤.