فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢٨ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
چنانكه در ادامه مطلب نيز، مسائلى همچون قياس و استحسان ابوحنيفهاى ـ كه چنانكه خواهيم ديد، از سوى ائمه وحى (ع) به عنوان امورى مخالف دين و نابود كننده سنت، و منطبق با سيره ابليس (٥٥)، شديداً طرد شده ـ مصداقِ «گرايش به جريان عقلگرا» در تاريخ صدر اسلام قلمداد مىشود! (٥٦)
نويسنده در همان اوايل مقاله مندرج در شماره ٤٦ مجله فقه اهلبيت عليهمالسلام (ص ١٦٤)، در فصلى با عنوان «جدال عقلگرايى و تعبدگرايى در تاريخ معارف اسلامى» تأكيد مىكند: «وجود برخى شخصيتها و يا مذاهب مختلف اعتقادى و فقهى، كه در نظر نگارنده يا خوانندگان جايگاه ارزشى مثبت يا منفى دارند، در يكى از اين دو رويكرد معرفتى، نبايد ما را به پيش داورى در خصوص اين موضوع وادارد؛ زيرا اولاً، سعى بر اين است كه بيشتر نمونههاـ دقت كنيد: «بيشتر نمونهها» و نه «همه آنها» ـ از شخصيتهاى غير معصوم ذكر شود...». و اين يعنى آنكه، «برخى نمونهها» نيز از اشخاص معصوم ذكر خواهد شد؛ و اتفاقاً در خلال بحث مىبينيم كه پاى امام صادق عليه السلام نيز به ميان كشيده شده و متأسفانه سير و سياق سخن هم به گونهاى است كه ـ چنانكه خواهيم ديد ـ به خواننده القاء مىشود كه «اصحاب رأى» افرادى عقلگرا بوده و امام معصوم شيعه (ع) در خطى مقابل «عقلگرايى» گام مىزده است!
آقاى امامى (به نقل از منابع اهل سنت) گفتگوى فردى به نام سعيد بن مسيّب با ربيعة الرأى را مىآورد كه اولى (سعيد) از سران اصحاب حديث در مدينه، و دومى (ربيعه) از فقهاى همان شهر ولى متمايل به مكتب ابوحنيفه است. در اين گفتگو،
(٥٥) اول من قاس هو ابليس، و انّ السنة اذا قيست محق الدين. بحث در اين زمينه خواهد آمد.
(٥٦) فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٤٦، ص ١٨٥. با اين حساب، لابد بايد پيش از خلفا و اصحاب رأى، جناب ابليس را با قياسى كه در صدر خلقت بشر نمود (من از آدم برترم، چون او از خاك و من از آتشم) پيشرو عقلگرايان تاريخ به شمار آورد!