فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣٠ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
اين حكم در عراق به ما رسيد ما آن را مردود شمرده و گفتيم شيطان آن را القا كرده است و امام مىفرمايد: «آرام باش اى ابان! اين حكم رسول است كه زن تا ثلث ديه همچون مرد است و پس از آن ديهاش نصف مىشود. اى ابان، تو مرا با قياس مؤاخذه كردى در حالى كه سنّت، زمانى كه با قياس سنجيده مىشود دين نابود مىگردد: «انّك اخذتني بالقياس و السنة اذا قيست محق الدين». (٦٠)، و متأسفانه با فضاسازيى كه در مقاله شده، خواننده به طور طبيعى چنين برداشت مىكند كه: امام صادق(ع) هم (نعوذ باللّه) فردى تعبدگرا به معناى دور از عقلگرايى بوده است! (٦١) چنانكه در آغاز همين بحث تلويحاً خاطرنشان شده بود كه برخى از نمونهها از اشخاص معصوم (ع) خواهد بود!
زاويه انحراف در اين بحث، چنانكه پيشتر گفتيم، آنجا است كه آقاى امامى، از يك سو موضوع اساسى بحث (مناسبات تعقل و تعبّد در فهم شريعت) را چنانكه بايد «منقّح» نمىسازد، از ديگر سو در تحليل و واكاوى مسائل، از مبانى و لايههاى عميق آنها غافل شده و در سطح، درجا مىزند و از سويه سوم عملاً به معيارها و موازين اصوليى كه در اين عرصه به روشنى توسط ائمه وحى (ع) مطرح شده بىاعتنا مانده است. در معنا، هم صورت مسئله را دقيق و درست مطرح نمىسازد و هم در پاسخگويى، معيارها را ناديده مىگيرد.
توضيح بيشتر مطلب ـ كه در سه محور «عدم تنقيح موضوع بحث»، «بىتوجهى به معيارهاى اسلامى در داورى» و «فقدان عمق در تحليل مسائل»، ارائه مىشود ـ از اين قرار است:
(٦٠) همان: ص ١٨٧.
(٦١) آنچه گفتيم، لازمه طبيعى كلام آقاى امامى است، هرچند خود ايشان به اين ملازمه پايبند نباشند كه قاعدتاً نيستند.