فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤٠ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
٣/٢/٤ ـ آيه مباركه «فَلَمّا جنّ عليه الليل رءا كوكباً قال هذا ربّي فلما افل قال لا أحبّ الآفلين؛ (٦٨) هنگامى كه تاريكى شب ابراهيم را فرا گرفت ستارهاى مشاهده كرد، گفت اين پروردگار من است، اما هنگامى كه غروب كرد گفت: من غروب كنندگان را دوست ندارم».
اين مطلب در مورد ماه و خورشيد هم در آيات ٧٨-٧٧ انعام تكرار شده است.
مسلماً حضرت ابراهيم ستاره و ماه و خورشيد را ربّ خود نمىدانسته است و از طرفى دروغ هم از ساحت آن پيامبر معصوم دور است، بنابراين بايد توريه كرده باشد.
اين آيه نيز در ميان مفسران محل اختلاف و تفسير متعدد واقع شده است. يكى از اين تفاسير آن است كه حضرت ابراهيم(ع) اين سخنان را در مقام بحث با مخالفين و براى نشان دادن راه تحقيق به آنها فرموده است و مخاطبان هم متوجه اين امر بودهاند. بنابراين، وقتى مىفرمايد: «هذا ربي»، به قرينه مقام، معناى سخن او اين است كه فرضاً اين رب من است.
همان طور كه احتمال نمىرود آن حضرت در واقع ستاره را بپرستند، اين احتمال هم نمىرود كه براى هدايت مردم از توريه و معاريض استفاده كنند؛ زيرا همان طور كه در كلام مرحوم علامه طباطبايى ملاحظه شد، اين امر اعتماد مردم را به پيامبر سلب مىكند.
٣/٢/٥ ـ استدلال به روايات: ١- روايت ابن ادريس حلىكه مرحوم شيخ در مكاسب به آن اشاره كرده است:
محمد بن ادريس في (آخر السرائر) نقلاً من كتاب عبداللّه بن بكير بن اعين عن أبى عبداللّه(ع) فى الرجل يستأذن عليه، فيقول للجارية قولي: ليس هو ههنا، قال: لا بأس، ليس بكذب (٦٩)؛
(٦٨) انعام، آيه ٧٦.
(٦٩) وسائل الشيعه، ج١٢،ص٢٥٤، باب ١٤١ از ابواب احكام العشره، ح ٨.