فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠٦ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
مطلبى را به عنوان مفاد تلگراف صاحب عروه به ملا محمد آملى نقل مىكند كه با اين عبارت آغاز مىشود: «اى مسلمانان متدين، آيا مىدانيد كه تلگراف علماى عتبات براى چه مخالف و ضدّ يكديگر است؟...». مستند ايشان در انتساب اين كلام (و به اصطلاح: تلگراف) به سيد صاحب عروه، كتاب آقاى محمد تركمان (ج دوم: مكتوبات، اعلاميهها...، ص ٢٥٧) است، در حالى كه آقاى تركمان مطلب مزبور را از كتاب «تاريخ مشروطيت ايران» نوشته مستوفى تفرشى نقل كرده و عبارت مزبور كه در مقاله آقاى امامى به عنوان تلگراف سيد تلقى شده، اظهارات شخص مستوفى تفرشى است كه «خطاب به ملت اسلامى» نوشته (نه تلگراف صاحب عروه خطاب به ملا محمد آملى). توضيحاً اينكه: آقاى تركمان، همان گونه كه صريحاً در پانوشت صفحه ٢٥٧ گفتهاند، متن تلگراف صاحب عروه را در صفحه ٢٤٠ جلد اول كتاب خود (رسائل، اعلاميهها...) آوردهاند و با مقايسهاى كوتاه ميان مندرجات آن تلگراف و مطلب مندرج در صفحه ٢٥٧، معلوم مىشود كه آنچه در صفحه اخير ذيل عنوان «خطاب به ملت اسلامى» آمده، حرفهاى خود تفرشى است و آقاى تركمان، به اعتبار نقل تلگراف صاحب عروه در جلد اول كتابشان، از نقل مجدد متن تلگراف در اينجا اجتناب كرده است.
مورد مذكور، كه نشان از كم دقتى آقاى امامى دارد، البته ممكن است به عنوان يك «اشتباه موضعى» (و نه «نقيصه كلى روش شناختى») قلمداد شود. بنابراين، به موارد ديگرى از مقاله ايشان اشاره مىكنيم كه از جنبه روششناختى خالى نيست.
ب) آقاى امامى، هنگام بحث از ديدگاه شيخ راجع به ولايت فقيه، علاوه بر اكتفا به شواهدى «ناكافى» و در عين حال «متشابه» از كلام ايشان، دقت لازم را در نقل و بررسىِ مفهومِ همين معدودْ عباراتِ مورد استناد خويش از شيخ و يار همفكرش ـ حاجى ميرزا ابوتراب شهيدى قزوينى (مؤلف رساله تذكرة الغافل) ـ به