فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨٥ - شيخ فضل اللّه نورى؛ مواجهه عقلانيتِ «وحىْ باور»؛با عقلانيتِ «خودبنيادِ» غربى على ابوالحسنى(منذر)
اين سخنان، خالى از تأمل و نقد نيست، اولاً چنانكه مىبينيم، در اينجا نيز با اندكى تأمل، مىتوان سايه سنگينِ همان نگاهِ موردِ ايرادِ مؤلف در بحث از اصحاب رأى و قياس را مشاهد و حس كرد. مؤلف، ابن جنيدِ متهم قياس به قياس را «از طلايهداران جنبش عقلگرايى در آغاز عصر غيبت» محسوب مىكند و متقابلاً كلينى را كه كتاب سترگش، كافى، را با ذكر احاديث در ستايش عقل (به عنوان ميزان ثواب و عقاب، حجت باطنى خداوند و ستون خيمه انسانيت: دعامة الانسان العقل) آغاز مىكند، در جناح مقابل عقلگرايان قرار مىدهد.
ثانياً در تحليل آرا و رويكردها، از توجه به مبناى علمى و عقلانى آنها غفلت شده است. فى المثل، در مورد شيخ طوسى حكم به ظاهر گرديده و به مبناى كاملاً منطقى و عقلانىِ اعتقاد وى به حجيت خبر ثقه توجه نشده است.
اساساً برخى رويكردها و نظريات يا شيوهها و رويّهها (نظير رويّه پايبندى به نص در برابر شيوه اصحاب رأى و قياس) ممكن است در نگاه بدوى و سطحى، دور از عقلگرايى جلوه كند، اما محقق ژرفبين و كُنهياب، هيچ گاه نگاهش در سطح ظاهر امور متوقف نشده و در مقام داورى، مىكوشد با رجوع به مبانى و اصول موضوعه اين رويكردها و رويّهها، ماهيت و بنياد «عقلانى» يا «غير عقلانىِ» آنها را به دست آورد ـ راهى كه آقاى امامى ظاهراً خلاف آن را پيموده است.
اگر مىبينيم جمعى از فقهاى بزرگ شيعه همچون شيخ مفيد و سيد مرتضى و ابن ادريس، اعتماد به خبر واحد را (كه مفيد «يقين» نيست) رد مىكنند و متقابلاً برخى ديگر همچون شيخ طوسى و محقق حلى و علامه حلى و شهيد اول، اعتماد به خبر واحد را مىپذيرند (١٧١)، روا نيست به هيچ يك از طرفين برچسب عقل ناگرايى زد؛ زيرا هر دو گروه، دليل و منطق خاصّ خود را دارند كه به نظريه آنان جنبه عقلانى و برهانى مىدهد (هرچند، در واقعيت امر، دلايل يكى از طرفين،
(١٧١) ر. ك: فقه اهلبيت عليهمالسلام، ش ٤٧، صص ١٣١ـ١٣٣ و ١٣٥.