فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٨ - توريه سيد محمد مهدى رفيع پور
قدامه علاوه بر ذكر برخى از كلمات تابعين به شوخىهاى پيامبر(ص) نيز استناد كرده و مىنويسد.
پيامبر مزاح مىكردند و جز حق بيان نمىكردند. مزاح حضرت هم اين گونه بوده است كه كلامى مىفرمودند و شنونده معنايى را از آن مىفهميد و حضرت معناى ديگرى را اراده مىكردند و اين همان تأويل (توريه ) است.
ابن قدامه سپس به ذكر برخى از شوخىهاى حضرت اشاره مىكند، مانند اينكه به پيرزنى فرمودند: «لا تدخل الجنة عجوز؛ هيچ پيرزنى وارد بهشت نمىشود»، منظور ايشان آن بود كه خداوند ابتدا آنها را جوان مىكند و سپس به بهشت مىبرد. او پس از ذكر چند قضيه و با استشهاد به قضايايى از قدما و تابعين مىنويسد:
خوارج يكى از شيعيان را گرفتند و به او گفتند از عثمان و على(ع) برائت بجو. او گفت: «أنا من علي، و من عثمان بريء». اين عبارات و امثال آن، همان تاويل است كه براى ظالم جايز نيست اما براى غير ظالم ـ خواه مظلوم باشد خواه غير مظلوم ـ جايز است؛ چرا كه پيامبر بدون اينكه نياز و ضرورتى در كار باشد از اين عبارات در شوخى استفاده مىكرده است. (١٣٧)
از مطالعه تعابير ابن قدامه معلوم مىشود كه گرچه اصل بحث مربوط به سوگند ياد كردن است، اما ذيل بحث كلى است و اهل سنت، توريه را فقط در صورت پايمال كردن حق ديگران مجاز مىدانند.
آنچه براى ما اهميت دارد بررسى استدلال ابن قدامه به روايات مزاح پيامبر(ص) است.
در مورد اين روايات بايد به سه نكته توجه كرد:
اولاً: سند برخى از اين روايات، معتبر نيست.
(١٣٧) المغنى، ابن قدامه، ج١١، ص٢٤٣ ـ ٢٤٧.